نوشته های حاوی تگ “رمضان المبارک” در دل نوشته های یک آدم

گزارشی از دیدار جامعه قرآنی جمهوری اسلامی ایران با رهبر انقلاب

از ماه‌ها پیش پیگیر بودم. وقتی فیلم یا عکسی از دیدار قرآنیان کشور با آقا را می‌دیدم دلم بد جوری هوایی می‌شد. با خودم شرط کرده بودم امسال هرطور که شده خودم را به این محفل برسانم.
شنیده بودم سهمیه‌ها دست اوقاف است. به خیلی‌ها سپرده بودم که مبادا از دستم برود. در یکی از جلسات هفتگی با استاد شاه میوه هم در میان گذاشتم. ولی مثل همیشه جواب رضایت بخشی نشنیدم.
هر چه به ماه مبارک نزدیک می شدیم، پیگیری‌ام بیشتر می‌شد. حتی به مهدی قزلی عزیز هم گفتم. ارتباط او را از گزارش‌هایش با دیدار رهبری فهمیده بودم و احتمال می‌دادم بتواند از آن کارت های ویژه برای ما هم بگیرد. زهی خیال باطل!
بالاخره روز اول رمضان المبارک 1431 هم رسید و من هنوز نه خبری از زمان دیدار داشتم و نه کارتی برای ورود به جلسه!
نزدیک ظهر با یکی از دوستان تماس گرفتم و فهمیدم که دیدار چند ساعت دیگر شروع می‌شود! سریع آماده شدم و با مترو خودم را به حسینیه رساندم. محل دیدار.
نزدیک اذان ظهر بود. انتهای فلسطین جنوبی جایی است که باید سه بار تمام جیب‌هایت تخلیه شود تا بگذارند رهبر را ببینی.
هنگام ورود یک بار ما را گشتند. وضو گرفتیم و پس از کفشداری هم دو بار دیگر جیب‌هایمان تخلیه شد. آماده شدیم برای ورود به حسینیه، از در انتهایی.
برای اولین باری بود که حسینیه امام خمینی را از نزدیک میدیدم. در تلویزیون بزرگتر می زد! ولی در عین حال ساده و صمیمی.
صفوف نماز را مرتب می‌کنیم. اذان را محمد حسین سعیدیان با صدای زیبایش میگوید. بعد از اذان، مردم با سکوتشان برای دیدن آقا لحظه شماری می‌کنند. نمیدانم آقا از پشت پرده می‌آیند یا از در سمت چپ یا از در سمت راست. حواسمان هست لحظه ورود را از دست ندهیم.
برخی آن جلو ایستاده اند تا لحظه ورود آقا را بهتر ببینند و من هم می ایستم تا حداقل بتوانم با ایستادن روی پنجه‌های پا چند لحظه هم که شده چهره مبارک آقا را از نزدیک ببینم.
رهبر وارد می‌شود. همه صلوات می‌فرستند. نماز جماعت شروع می‌شود. یکی از بهترین نماز جماعت‌های عمرم را به امامت امام امت می‌خوانم. به امامت کسی که جانشین خمینی کبیر است.
بین دو نماز آقای فلاح زاده از رمضان المبارک می‌گوید و از احکام آن. حدود یک ربعی صحبت می‌کند. ما هنوز هواسمان به در و دیوار حسینیه است.
نماز دوم  که اقامه شد مردم آهسته آهسته حسینیه را ترک می‌کنند. محفل انس با قرآن چند ساعت دیگر شروع می‌شود و من هنوز کارت ورود ندارم.
خلوت‌تر که می‌شود میروم جلو با محمد حسین سعیدیان صحبت کنم. شاید او کارت اضافی داشته باشد. فایده‌ای ندارد. با یکی دو نفر دیگر هم صحبت می‌کنم اما انگار اینجا با جاهای دیگر فرق دارد!
همه میرویم به بیرون از حسینیه. انتهای فلسطین جنوبی منتظر می‌مانیم تا دوباره از ابتدا چند بار جیبهایمان خالی شود تا بتوانیم دوباره برگردیم داخل. ولی این دفعه از ورود کسانی که کارت نداشته باشند ممانعت می‌شود.
قاریان و حافظان کم کم می‌آیند. از سراسر ایران. گروهی از جنوب. گروهی از مرکز. گروهی از شمال و تعداد زیادی هم از پایتخت.
محمد حسین طباطبایی که حالا دیگر جوان شده و شیرینی بچگی‌اش را ندارد همراه با پدرش از قم آمده‌اند. همیشه خنده بر لب دارد. دکتر طباطبایی 19 ساله! یک سال کوچکتر از من.
رحیم خاکی، احمد ابوالقاسمی، عباس سلیمی، محمد رضا پورزرگری، دکتر قاسم رضیعی، عباس امام جمعه، سعید طوسی، امیر محمود کاشفی، استاد حنیفی، محمد عباسی و دیگر قاریانی که کم و بیش در صدا و سیما از تلاوت‌هایشان بهره میبریم هم میرسند.
آن طرف تر حامد شاکرنژاد با عبدالفتاح طاروطی در حال سلام و علیک است و به هم تعارف می‌کنند: "تفضل". عبدالفتاح داخل می‌شود و حامد دم در می ایستد منتظر دوستش.
بالاخره همشهریان و دوستان اصفهانی ما هم می‌رسند. گروه تواشیح بزرگی متشکل از سه گروه تواشیح ساخته‌اند و آمده‌اند تا در محفل امروز بخوانند.
صحنه جالب در این شلوغی ون سبز رنگی بود که برای پیاده کردن استاد پناهی طوسی وسط جمعیت توقف کرد. ویلچر استاد را آوردند و استاد را به داخل حسینیه هدایت بردند. اعتماد به نفس استاد پناهی قابل تحسین است که با وجود معلولیت مادرزادی در ناحیه پا، مقام‌های بین المللی بسیاری در زمینه قرائت کسب کرده است.
چهار پنج ساعتی گذشت و ما همچنان منتظر بودیم. با وجود این که مجلس شروع شده بود، حدود پنجاه نفر دم در منتظر بودند تا راهمان بدهند و بتوانیم از این محفل بهره ببریم.
بالاخره مسئولان پس از تماس‌ها و مشورت‌های مکرر تصمیم گرفتند تا کارت های اضافی را بین ما تقسیم کنند. با زبان روزه خیلی خسته شده بودیم ولی ارزش داشت.
وقتی وارد حسینیه شدم، یکی از قراء در حال تلاوت بود. آقا را که دیدم حالم سر جا آمد.
صدای مجری اصلا برایم آشنا نبود. فکر می‌کردم یکی از مجریان سیمای قرآن اجرای این محفل را بر عهده دارد. بعد که مجری را دیدم متوجه شدم که یکی از پیشکسوتان است.
از مسئولان غیر قرآنی هم آمده بودند. ضرغامی، رئیس صدا و سیما، حسینی، وزیر فرهنگ، رئیس اوقاف، رئیس مزکز فعالیت های قرآنی و چند تن از مسئولان دیگر هم در این محفل حضور داشتند.
حاج احمد ابوالقاسمی عزیز در این جلسه خواند. طاروطی هم که مهمان مصری جلسه بود تلاوت کرد. قاری نوجوانی که نفر اول مسابقات کشوری اوقاف بود هم تلاوت کرد. دکتر کرمی هم خواند. ولی انصافا هیچ کدام سنگ تمام نگذاشتند.
انگار طلسم شده بود. تلاوت ها به دل نمی نشست. فقط تنها کسی که با تلاوتش به مجلس روح داد همشهری خودمان بود. کاظمی، قاری نوجوان خمینی شهری که اول قرار بود آل عمران بخواند، اسرا خواند و مجلس را دگرگون کرد.
سید کریم موسوی هم ابتهال خواند. متاسفانه در ایران ابتهال خوان خوب نداریم، آنهایی هم که میخوانند کم اند. کریم شاید تنها ابتهال خوان معروف ایران باشد.
در اثناء تلاوت کریم، بعضی‌ها تعجب کرده بودند که او چه می‌خواند. در آخر کار هم که «صدق الله» نگفت دیگر صدایشان در آمد که چرا «صدق الله» نگفت. توی دلم گفتم اینها کجای جامعه‌ی قرآنی هستند و از چه شهری آمده‌اند که نمیدانند ابتهال چیست!
حاج مهدی دغاغله کنار جایگاه قاری نشسته. عکاس های بیت هم که مثل عکاسهای سایر خبرگزاری ها نیستند خیلی آرام و با متانت از پشت پارتیشن ها یا از عقب جمعیت سوژه خود را شکار می‌کردند.
ولی حسن ختام برنامه‌ها، صدای گرم و دل نشین موسوی قهار بود که نوستالژی ماه رمضان را برای همه زنده کرد. صدای خاص و زیبایی که همه ما دعاهای مختلفی را با صدای او شنیده ایم.
آخر سر میکرفن را گذاشتند جلوی آقا. تا اذان حدود بیست دقیقه وقت بود و آقا در این فرصت درسهایی از قرآن به ما دادند و توصیه‌هایی کردند به جامعه قاریان. لبّ کلام این بود که قاری باید بر معنا و مفهوم آیاتی که تلاوت می‌کند تسلط داشته باشد.
اذان را که گفتند، صفوف نماز را مرتب کردیم تا فریضه مغرب را به امامت رهبر انقلاب اقامه کنیم. مدیر رادیو قرآن هم پشت سر من نشسته بود. جا که نبود ولی بر حسب عادت تعارف زدیم تا بیاید صف جلویی بشیند!
بعد از نماز نوبت افطار بود. سفره های تمیز، زیبا و پرباری که غیر از زرشک پلو با مرغ، پر از صمیمیت بود. جای رهبر مشخص بود. سر اولین سفره.
پس از افطار، رهبر خداحافظی کردند و رفتند. جامعه قرآنیان هم که بعضا برای مدت طولانی یکدیگر را زیارت می کردند آهسته آهسته از حسینیه خارج شدند.
دم رفتن یکی از روحانیون مشهدی را دیدم که با هم سلام علیک کردیم. تلاوت او را در دارالقرآن حرم رضوی شنیده بودم و نمازی هم به او اقتدا کرده بودم. به من گفت اوایل جلسه تلاوت کرده که متاسفانه من نبودم.
این دیدار هم به پایان رسید و اولین روز ماه مبارک رمضان برکتش را به ما نشان داد. یک روز نورانی با رهبر. نماز با رهبر، استماع قرآن با رهبر و افطار با رهبر!

اولین روز ماه مبارک رمضان با رهبر

1. سلام
2. از اولین برکات ماه مبارک امسال برای ما دیدار با رهبر در حسینیه حضرت امام خمینی بود.
3. از ماه ها پیش در تلاش بودم تا دیدار قرآنیان سراسر کشور با رهبر انقلاب را از دست ندهم. با افراد زیادی ارتباط بر قرار کردم ولی هیچ کدام نتیجه نداد. تا این که در روز اول ماه مبارک خودم به حسینیه رفتم.
هر ساله در ماه مبارک رمضان نماز های ظهر و عصر در حسینیه حضرت امام خمینی توسط رهبر اقامه می شود. من هم حدود ساعت دوازده و نیم رفتم آنجا تا با یک تیر دو نشان بزنم. نماز ظهر و عصر را به امامت امام امت خواندیم و از سخنان حجت الاسلام فلاح زاده هم استفاده کردیم.
پس از آن به بیرون از حسینیه رفتیم تا دوباره سه خوان رستم را طی کنیم و سه بار بررسی شویم! و برای دیدار قاریان و حافظان با رهبر آماده شویم.
من چون کارت ویژه نداشتم قدری معطل شدم ولی ارزش داشت. آن موقعی که در محضر رهبر انقلاب قرآن گوش میدهی حال و حوای دیگری دارد.
دکتر کرمی، احمد ابوالقاسمی و عبد الفتاح طاروطی به همراه آقای کاظمی، قاری نوجوان از اصفهان تلاوت کردند و سید کریم موسوی ابتهال خواند و موسوی قهار عزیز با صدای محزونش که همگی دعاهای مختلف را زیاد از رادیو و تلویزیون با صدای ایشان شنیده ایم، دعا خواند. گروه های تواشیح، به اجرای نغمات پرداختند و بالاخره رهبر انقلاب حدود نیم ساعت از قرآن گفتند و از چگونگی خواندن آن وچند توصیه به قاریان. و پس از آن اقامه نماز مغرب و عشا. آنگاه بود که در نیمی از حسینیه سفره های افطار منتظر ما بودند.
خاطره خوبی به جا ماند از اولین روز ماه مبارک رمضان 1431 قمری. از ظهر تا شب با رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله امام خامنه ای.
ادامه مطلب اولین روز ماه مبارک رمضان با رهبر

حضور موسسه موعود پارسی زبانان در ششمین نمایشگاه قرآن اصفهان


ضمن عرض تبریک به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان

احتراما جهت بازدید از نمایشگاه قرآن کریم از شما دعوت می گردد




موسسه موعود پارسی زبانان



پل شهرستان - سالن نقش جهان - غرفه 351

ساعات بازدید از تاریخ 5 لغایت 15 شهریورماه 88 از ساعت 4 بعد از ظهر لغایت 12 شب




فوتبال ایران، راهی به سوی جهنم!

1. سلام
2. دیگر گذشت آن زمان ها که در ورزش کشور تختی ها و پوریای ولی ها بودند و بوی مردانگی در ورزش مملکت به مشام می رسید. دیگر گذشت آن زمان ها که مردم اولیت کارها را می دانستند. آن زمان هایی که مردم دین خودشان را می شناختند و به مسائل مذهبی پایبند بودند. امروزه از ورزش کشور، به خصوص فوتبال آن بوی تافن به مشام می رسد.
3. گذشته از مسائلی مانند شرب خمر برخی بازیکنان ورزش که به محض مطرح کردن آنها، یک عده جبهه می گیرند که این چیز ها مسائل شخصی اند و تجسس در کار دیگران نکنید، امروزه به مساله جدید تر و دردآور تری می رسیم. همه این جملات را که خواندید آنوقت دیگر نگویید چرا تیم ملی به جام جهانی نرفت.
ورزش، یکی از مستحبات دین اسلام و عملی که بارها از سوی معصومین (ع) امر شده، برای خود سازی است. خودشناسی هم که مقدمه خدا شناسی است. پس ورزش، راهیست برای رسیدن به خدا و در واقع مستحبی است که در کنار دیگر واجبات بر سرعت طی کردن سلوک الی الله می افزاید. حال اگر مستحبی، مانع از انجام عمل واجبی شود آیا به حرام تبدیل نمی شود ؟
متاسفانه اخیرا خبری در مورد روزه گرفتن یا نگرفتن بازیکنان فوتبال در ایرنا خواندم. متونی دردآور و سوال بر انگیز.
درد آور آنجا که میخوانیم برخی مسئولین باشگاه ها بازیکنان خود را از روزه گرفتن نهی می کنند. و دردآور تر آنجایی که میخوانیم یکی از مسئولین باشگاه پاس همدان گفته : "اينکه روزه در اولويت است يا ورزش، و اينکه ورزشکار بايد به شغل حرفه اي توجه کند يا مذهب، بايد با کار کارشناسي مابين خبرگان ديني و کارشناسان ورزشي مشخص شود. اين موضوع بسيار حساس و سنگين است و از عهده من وامثال من خارج است."
یکی نیست به این آدم بگوید آخر بی معرفت (معرفت = شناخت) تو به عنوان یک بچه مسلمان خوب را از بد تشخیص نمیدهی ؟
اسلام تماما بر دستورات الهی است. حال آنکه بخواهیم سرپیچی از دستورات الهی را جایگزین مستحبات دین کنیم درست است ؟
تازه من خیلی به فوتبال ایران احترام گذاشتم و از خیلی موارد چشم پوشی کردم که اولا آن را جزو ورزش حساب کردم و دوما آن را مستحب دین دانستم.
ادامه مطلب فوتبال ایران، راهی به سوی جهنم!

رمضان المبارک، ماه بندگان خدا

1. سلام
2. این نوشته، یک متن خودمانی در باب ورود به ماه مبارک رمضان، سپری کردن آن است. متنی کاربردی و در عین حال جذاب.
3. خداوند باری تعالی آنقدر به ما بندگانش لطف و مرحمت دارد که از هر فرصتی برای آمرزش و تقرب ما به خودش استفاده میکند. مناسبت های مذهبی، هر یک به نوبه خود میتوانند موقعیتی باشند تا ما را از خواب غفلت بیدار کنند و زندگی دوباره ای به ما بخشند. غیر از آن مناسبت های نجومی هم میتوانند باعث این امر شوند ولی مراتب دارد. حتی شب و روز! پس شکر ناچیز ما در مقابل خدایی با این رحمانیت عظیم میشود. فراموشش نکنیم.
و اما این یک روال عادی نیست! مواقعی نیز هست که قدرت و تاثیر آنها بیش از بقیه است. مواقعی چون محرم الحرام، ذی الحجه و ماه مبارک رمضان. از تمام اینها که بگذریم و مراتب آنها را نیز فراموش نکنیم، رمضان المبارک چیز دیگریست.
این ماه آنقدر عظیم است که سفارش شده نام آن را با کلمه مبارک برده شود. و چه خوب موقعیست که انسان به حق تعالی نزدیک تر شود. البته اعمال و ذکر هایی نیز سفارش شده  تا به این مهم تسریع بخشد و اما من در حد خودم در دل نوشته ها به گوشه ای از آنها مخصوصا برای شما اهالی وب اشاره میکنم. باشد که رستگار شویم !
ادامه مطلب رمضان المبارک، ماه بندگان خدا

شبی بهتر از کل عمر یک انسان

1. سلام

2. کلمه "الف" یعنی هزار و "الف شهر" یعنی هزار ماه که تقریبا 70 سال معادل محدوده عمره متوسط یک انسان میشود. و شب قدر، بهتر از هزار ماه است.

3. سالهای پیشین کمتر توفیق احیای شب قدر نصیب من میشد و حالا میفهمم که چه ضرری کردم و خدا را شکر که امسال، حداقل برای شب آخر خدا به دادم رسید. بعد از افطار مطلبی از تلویزیون شنیدم : بزرگانی بوده اند که تمام شب های سال را بیدار میماندند که مبادا شب قدر را درک نکنند. البته شنیده بودم و همین یادآوری باعث شد تا در صدد برآیم تا شب بیست و سوم که احتمال قدر بودنش بیشتر است را احیا بگیرم. ولی . . .

شکر خدا حسینیه رضوی که معمولا سخنرانی های حجت السلام معمار منتظرین ( یکی از عارفان به نام اصفهان ) در آنجا برگزار میشود نزدیک خانه ماست و توفیق پیدا کردم حدود 12 شب آنجا باشم. و اما توصیف آنجا که دور از انتظار نبود : هزاران مرد و زن که داخل حسینیه و چهار راه و خیابان های اطراف را با ذکر های الغوث الغوث خود نورانی کرده بودند. و چه زیبا تصویری بود که نصیب چشمان من شد. از میان مردم رد میشدم تا خودم را به جلوی حسینیه برسانم و از آنجا وارد شوم تا بتوانم از نزدیک آیت الله معمار را ببینم و همین طور سرم را به سمت آسمان بلند میکردم و ذکر شکر میگفتم که ای خدا شکرت، این ها همان زنان و مردانی اند که بقیه سال آنها را میبینی و با خطاها و لغزش هایی روبرو اند و اکنون آمده اند به درگاه تو و استغفار! پس بگو چرا عذابت را بر ما ادم های گناهکار فرو نمیفرستی! به خاطر همین شب های قدر و ذکر اهل بیت است.

ادامه مطلب شبی بهتر از کل عمر یک انسان

حضور فعال موسسه پارسی زبانان در ماه مبارک رمضان

1. سلام

2. به حول و قوه الهی امسال توانستیم (موسسه موعود پارسی زبانان) به برکت ماه نورانی رمضان حضوری فعال در عرصه های قرآنی داشته باشیم. نمایشگاه، محفل قرآنی، مجموعه چند رسانه ای و...

3. مدتی قبل از ماه مبارک در این فکر بودم که به مناسبت این ماه عزیز کاری قرآنی کنیم. با افرادی مشورت کردم و ایده هایی دادم و خدا را شکر، به نتیجه نشست.

امسال در نمایشگاه قرآن کریم اصفهان که در پل شهرستان برگزار میشود غرفه ای خواهیم داشت که به ارائه محصولات و خدمات میپردازیم. از خصوصیات آن باید به همکاری با رادیو قرآن اشاره کنم که زحمت سی دی ها و تراکت های تبلیغاتی رو متقبل شدن و با ما همکاری داشتند.

ولی قبل از نمایشگاه، حضور ما در محفل قرآنی یاقوت آسمانی است که در موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم السلام برگزار می شود. ان شا الله در آنجا هم غرفه خواهیم داشت.

ادامه مطلب حضور فعال موسسه پارسی زبانان در ماه مبارک رمضان

سفر به قبله

سفر به قبله (امیر حسین فقیهی)


خرید اینترنتی

مطالب تصادفی

مطالب پربازدید ترین

دانلود نوا و نما

اطلاعات