یک روز با نویسنده جانستان در انتهای آجودانیه
پس از این که کتاب سفر به قبله ام از زیر چاپ بیرون آمد، بارها با دفتر رضا امیرخانی تماس گرفتم تا یک جلسه مزاحمش شوم و یک نسخه از کتاب را به او بدهم و بگویم که از سبکش پیروی میکنم. اینها همه اما نتیجه نداد که نداد. نتیجهی هر بار تماس میشد پیغام گیر صوتی دفتر امیر خانی: لطفا پیغام خود را... فکس خود را...
مدتی بعد که پیش یکی از دوستان مشترک بودم، احوال امیرخانی را از او جویا شدم. گفت که مدام در مسافرت است [شاید هم] در حال نوشتن سفرنامه افغانستانش باشد.
ماهها گذشت تا این که نمایشگاه کتاب 90 شروع شد و مطلع شدم که نام سفرنامهی جدیدش را گذاشته: "جانستان کابلستان". هر طور شده بود در یک پنجشنبه شلوغ خودم را به مصلی رساندم تا برای دومین بار حداقل امیرخانی را زیارت کنم. ادامه مطلب
مدتی بعد که پیش یکی از دوستان مشترک بودم، احوال امیرخانی را از او جویا شدم. گفت که مدام در مسافرت است [شاید هم] در حال نوشتن سفرنامه افغانستانش باشد.
ماهها گذشت تا این که نمایشگاه کتاب 90 شروع شد و مطلع شدم که نام سفرنامهی جدیدش را گذاشته: "جانستان کابلستان". هر طور شده بود در یک پنجشنبه شلوغ خودم را به مصلی رساندم تا برای دومین بار حداقل امیرخانی را زیارت کنم. ادامه مطلب
? ??? ???

