دل نوشته ها؛ وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی وبلاگ, وب لاگ, امیر حسین فقیهی, سفر به قبله,

نقدی بر فیلم سیاسیِ «قلاده‌های طلا»

پیش از این در مورد یکی از فیلم های جشنواره سال گذشته مطلبی نوشته بودم و تاکید کردم که این فیلم اولا سیاسی است، ثانیا طرفدار جناح خاصی نیست و ثالثا ما به این گونه فیلم‌ها بیشتر نیاز داریم.
بامداد امروز، یعنی حدود 24 ساعت مانده به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، در سی امین جشنواره فیلم فجر به تماشای فیلمی نشستم که فکر می‌کنم حداقل در راستای اهداف انقلاب اسلامی ما ساخته شده است، برعکس اکثر فیلم‌های این روزها که تماما سیاه نمایی است.
ساعت، 45 دقیقه بامداد را نشان می‌دهد که تیتراژ فیلم ابوالقاسم طالبی به روی پرده سالن همایش‌های برج میلاد می‌رود. با تماشاگرانی از اقشار مختلف از جمله مسئولین، هنرمندان، اهالی رسانه و برخی مدعوین خاص!
پیش از این زیاد دیده بودم که از این فیلم به عنوان سیاسی‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران یاد می‌کنند و فکر می‌کردم این موضوع صحت نداشته و بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته باشد، اما در اواسط فیلم این موضوع برایم مسجل شد که «سیاسی» لقب درستی برای این فیلم است. نکته دوم اما عدم وابستگی این فیلم به جناح یا گروه خاص سیاسی بود و باید بگویم پیام این فیلم دفاع از انقلاب و نظام بود.
فیلم خیلی خوب شروع می‌شود. در 10 دقیقه اول همه مبهوت فیلم‌اند. کلید واژه‌هایی چون بمب‌گذاری، سیدمحمد خاتمی، وزارت اطلاعات، ام‌آی‌سیکس و حتی استفاده از نام و تصاویری از نامزدهای انتخابات سال 88 ایران به جاذبه فیلم کمک می‌کنند. غیر از این‌ها، خوش ساخت بودن و کیفیت قابل توجه فیلم هم گویای این مطلب است.
فیلم داستان یک مامور MI6 را روایت می‌کند که قبل از انتخابات سال 88 به ایران می‌آید تا اهداف انگلیس را به کرسی بنشاند. کسی که به کمک سلطنت طلبان، منافقین و دست نشانده‌های دولت انگلیس رمز تقلب را برای به آشوب کشیدن کشور انتخاب می‌کند.
از نگاه کلی، این فیلم می‌توانست از چینش بازیگران مناسب‌تری بهره ببرد. همچنین کند شدن ریتم آن در اواسط فیلم هم یکی از نقاط ضعف آن است. برخی از سکانس های فیلم هم اصلا در نیامده است. سکانس تجمع در خیابان مطهری، سکانس حمله به پایگاه بسیج و همچنین سکانس شناسایی دکتر به عنوان جاسوس، نپخته است.
یکی دیگر از معایب فیلم، فیلم نامه است. فیلم نامه‌ای که در چندین موقعیت سعی در غافلگیری تماشاگر دارد، با چینش بد موقعیت‌ها و دیالوگ‌ها، آنچنان که باید جا نمی‌افتد و دل چسبِ تماشاگر نمی‌شود. همچنین شباهت برخی پلان‌های فیلم به اخراجی‌های 3 هم شدید توی ذوق می‌زند و از عیار فیلم می‌کاهد.
ادامه مطلب
? ???? ???

سیزده 59 سال تولد بچه‌های پس از انقلاب است

قبل از دیدن فیلم سیزده 59 ساخته سامان سالور و البته پرویز پرستویی که این بار به عنوان یکی از عوامل تولید ظاهر شده بود، با خود فکر کردم که چرا این نام برای فیلم انتخاب شده است. مشخص بود که ارتباطی با انقلاب اسلامی و بالطبع دفاع مقدس دارد، ولی این که چگونه این ارتباط نشان داده می‌شود برایم سوال بود. البته صرف این که ترکیب حروف و عدد در قالب سال عنوان این فیلم شده است کار جدید و قابل توجهی است و مانند برخی نشانه های دیگری که در فیلم مشاهده می‌کنیم، می‌توان فهمید که این کار ساخته فکر جوان است.
اگر بخواهم خیلی اجمالی کلیت فیلم را بیان کنم، می‌توانم بگویم این فیلم روایتی از فراموشی یکایک ما از پیشینه خودمان است. جمله پایانی فیلم که از زبان پرویز پرستویی در نقش سید جلال بیان می‌شود همه‌ی حرف فیلم است: «ساکنین دریا پس از مدتی صدای موج‌ها یادشان می‌رود.» چنین است روایت مردمی که چهل-پنجاه سال پیش فریاد زدند و دریا را طلب می‌کردند تا اینکه انقلاب کردند و به مرادشان رسیدند. اما چند سال پس از رسیدن به دریا و آسودگی، کم کم از یادشان رفت آن ارزشها و آرمانهایی که داشتند و برایش انقلاب کردند و جنگیدند.
ادامه مطلب
? ??? ???

«جرم» مخلوطی از ادعا و تضاد

واضح است که اگر مسعود کیمیایی فیلمی بسازد، موضوعش رفاقت و مردانگی، و شخصیت‌هایش لوتی بودن را داد می زنند. نه این که مردانگی فقط در قامت یک لوتی و لحن صحبتش قابل نمایش است، بلکه سینمای کیمیایی، به این موضوع اصرار دارد که مردانگی را در قالب پرسوناژهای این چنینی نمایش دهد.
سبک کیمیایی جدای از محتوا، همین که سالیان دراز در یک حیطه و در یک جاده حرکت می‌کند قابل ستایش است. ولی اگر بخواهیم فیلم‌های او را تک به تک و بدون حاشیه‌ها و دیدن نام کارگردان ببینیم، شاید دیگر خبری از سیمرغ‌های بلورین در کنار فیلم‌هایش نبینیم.
جرم فیلم خوبی نیست، از این جهت که در داستان پردازی بسیار ضعیف است. شخصیت‌ها به درستی معرفی نمی شوند. تعلیق درست و حسابی ندارد که مخاطب را تا آخر فیلم میخکوب کند. اصلا هدف کیمیایی در این فیلم که اثبات رفاقت ناصر به رضاست به درستی پرداخت نشده و در حاشیه فیلم روایت می شود. برخی از موقعیت‌های فیلم هم باعث تضاد شده و نیازی به حضور آنها در فیلم نبود.
ما رضا سرچشمه را نمی شناسیم و نمیتوانیم هدف او را از کارهایی که می‌کند و تصمیماتی که می‌گیرد بفهمیم. ما همسرش را نمی‌شناسیم. کاراکتر پسر رضا مبهم است و اصلا خوب نیست. سکانس‌های زندان و آمبولانس و خرید اسلحه طولانی‌اند. این فیلم هم مثل بیشتر فیلم‌های ایرانی سه ربع ساعت اضافه دارد.
اما جدای از ساختار فیلم، نکته مهم، در مورد حرف فیلم، شعارهای سیاسی و زمان وقوع حوادث آن است. فیلم جرم داد می‌زند که فیلم ایران پس از انقلاب است! فیلم به ظاهر سیاه و سفید و با المان‌های زمان طاغوت ساخته شده، ولی خیلی آماتور و پیش پا افتاده، با نشان دادن خودروهای امروزی، کولرهای گازی، پلاکهای جدید شهرداری، ورودی مترو و چند چیز دیگر می‌خواهد بگوید که این فیلم، روایتی سیاسی از ایران پس از انقلاب است. البته جدای از مخاطب خاص، بعید است مخاطب عام متوجه این موضوع شود. چرا که این نشانه‌ها جز خنده و تمسخر چیز دیگری برای مخاطب عام ندارد.
بی شک کیمیایی به این روش خود ادامه می‌دهد و غیر از این نیز انتظاری از او نمی‌رود. حداقل این خوبی را دارد که می‌توانیم بگوییم مثلا در این سبک فیلم سازی در کشور یک نفر را داریم که تماما از این گونه فیلم‌ها می‌سازد. نه مثل برخی فیلم سازان نسبتا خوبی که پس از مدتی تغییر موضع می‌دهند!
ادامه مطلب
? ??? ???

نقدی بر فیلم سیاسیِ «پایان نامه»

فیلم سینمایی پایان نامه به کارگردانی حامد کلاهداری و با بازی افرادی چون شریفی‌نیا، تفتی، ارجمند، نجفی، هاشم‌پور، کمیلی، افشاری، مظلومی، اوسیوند، کاویانی و چند چهره دیگر، روایت روزهای پس از انتخابات 88 ایران است. روزهایی پر تنش برای کشور که نقش جوان‌ها در آن پررنگ‌تر از دیگر اقشار جامعه بود. فیلم در بازه‌ی زمانی حدود 12 ساعته، از عصر تا نیمه شب، داستان چهار جوان دانشجو را به تصویر می‌کشد که با قصد ارائه پایان نامه یکی از آن‌ها به استادش، وارد تشکیلات دشمنان نظام می‌شوند. مافیایی که قصد بهره‌مندی از آشوب‌های خیابانی را دارد و با شبکه‌های غربی نیز در ارتباط است.
متن بالا، توضیحی کوتاه در مورد داستان فیلم بود. پایان نامه، هم موضوع خوبی دارد، هم داستان مناسبی. حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 آن‌قدر مهم هست که در مورد آن چندین فیلم ساخته شود و از دیدگاه‌های مختلف بررسی شود. چنان چه در همان بحبوحه حوادث، شاهد فیلمی از دختر مخملباف بودیم که در قامت مخالف با نظام، به سرعت ساخته و دیده شد. کم‌کاری البته از درون نظام بود. چرا کسی از درون نظام نباید در مورد این مساله فیلم بسازد؟ همین که آقایان شمقدری به عنوان تهیه کننده و کلاهداری در قامت مجری طرح و کارگردان پرداختن به این موضوع را وظیفه خود دانستند جای تقدیر دارد.
ادامه مطلب
? ??? ???

جدایی از نادر و سیمین و پیوستن به خیلی چیزها

بر حسب وظیفه فیلم "جدایی نادر از سیمین" رادیدم و حال موقع آن است که چند نکته را که خودم استنباط کردم، برای دیگران هم بازگو کنم.

یک - شکی نیست که این فیلم از نظر فنی و تکنیک های فیلم سازی بسیار خوب و عالی ساخته شده است.
دو - این فیلم از لحاظ محتوایی تکه های کوچک و بزرگ فراوانی دارد که به مسلمانی برخی ایرانیان می اندازد.
سه - در این فیلم از اول، سیمین قصد جدا شدن از نادر را دارد در حالی که نام فیلم دقیقا برعکس انتخاب شده است.
چهار - فیلم در تلاش است تا تماس جسمی با جنس مخالف را عادی جلوه دهد. چنانکه در 4 سکانس از فیلم مشاهده می شود.
پنج - این فیلم یک زن مسلمان را مثل همیشه در شخصیت یک زن فقیر، ساده لوح، دروغ گو، بیچاره، بی سواد، خرافاتی و ترسو نشان می دهد.
شش - در واقع این فیلم از نظر محتوایی هیچ چیزی ندارد. روایتی است از یک اتفاق که مسائل پیرامون آن حائز اهمیت است.
هفت - این فیلم پر است از سیاه نمایی جامعه ایرانی، به خصوص قشر مذهبی که همین مساله را خطرناک میکند.

در کل باید به این نکته اشاره کنم که جایزه دادن به این فیلم، به تکنیک ساخت آن بوده و نه به محتوای آن. چه بسا فیلمی مانند اخراجی ها با وجود آنکه حرفی برای گفتن دارد، ولی چون از نظر فنی بسیار ضعیف است، حتی اگر به جشنواره ای هم راه پیدا کند جایزه نمی گیرد.
هدف این نوشتار جبهه گرفتن در مقابل فیلم یا دفاع از فیلم دیگری نیست. بلکه مساله گوشزد کردن تفکری است که ارزش های ما را نشانه گرفته، راهش را شناخته و با قدرت در حال پیمودن آن است. حواسمان باشد.
ادامه مطلب
?? ??? ???

دو فیلم در یک روز: «ملک سلیمان» و «سن پترزبورگ»‎

بحمدالله توفیق شد بعد از مدتها روز یکشنبه به پردیس سینمایی ملت برم و دو فیلمی که حیف است در سینما نبینی را بینم. پشت سر هم! ملک سلیمان و سن پترزبورگ.
ادامه مطلب
? ??? ???

سریال مختار‌نامه؛ چرا و چگونه؟!‎

یکی از ابزار قدرتمند و مفیدی که می توان از آن در راه ترویج معارف دینی از آن بهره جست، سینما و تلویزیون است. هرچند این ابزار در غرب و برای منافع غرب و سازگار با اعتقادات غرب ساخته شده است، ولی ما می توانیم از آن برای دستیابی به اهداف خودمان از آن استفاده کنیم.
یکی از مهم ترین کاربرد های این ابزار در راه به تصویر کشیدن زندگانی ائمه معصومین (ع) است. یادی کنم از مرحوم مصطفی عقاد که به انصاف زیبا و جانانه زندگی حضرت رسول (ص) رابه تصویر کشید. پس از او نیز دیگرانی بودند که فیلم های سینمایی یا سریال های تلویزیونی مختلفی را تهیه کردند که دست مریزاد دارد.
ادامه مطلب
? ??? ???

جستاری پیرامون سینمای دفاع مقدس، بایدها و نبایدها‎

شاید شروع جنگ تحمیلی میان ایران و عراق در شهریور ماه سال 1359 را بتوان سر آغاز گونه‌ی سینمایی جدیدی در ایران دانست به نام "دفاع مقدس". سینمایی که ابتدا، تنها به مستندهایی محدود می‌شد که در طی هشت سال جنگ و با همان حال و هوای واقعی ایثار و شهادت ساخته شد. و شهید آوینی را می‌توان پایه گزار حرفه‌ای این ژانر سینمایی دانست. کسی که دستیار فیلم بردارش در عملیات مرصاد کسی نبود جز ابراهیم حاتمی‌کیایی که سال‌ها بعد توانست رشادت‌های یارانش را به تصویر بکشد و در سینمای دفاع مقدس جریان ساز باشد.
از سال 60 که اولین فیلم سینمایی جنگی در ایران ساخته شد تاکنون، سینمای دفاع مقدس به عنوان یک ژانر قدرتمند و تاثیر گذار به فعالیت خود ادامه می‌دهد. فعالیتی که در برهه‌های زمانی مختلف به دلایلی دارای فراز و نشیب‌هایی بوده است. با وجود این، با نگاهی به کارنامه سینمای دفاع مقدس در طی این بیست و چند سال، می‌توان آن را قدرتمندترین ژانر سینمای ایران معرفی کرد.
بازخورد و استقبال خوب مردم هم گواه این مدعاست که آنها به سینمای دفاع مقدس علاقه‌مندند و از آن تاثیر می‌پذیرند. آن چنان که حتی فیلم‌های جنگی، پای بسیاری از مردمی که با سینما بیگانه بودند را به سینما باز کرد.
ادامه مطلب
? ??? ???

درباره‌ی سینمای این روزها، «طلا و مس» و «دموکراسی تو روز روشن»‎

طلا و مس و دموکراسی تو روز روشن دو فیلمی که این روزها روی پرده سینماهاست، شباهت هایی به یکدیگر دارند. آنها را دیدم و به صورت کلی میخواهم در مورد «سینمای دینی» چند جمله ای بنویسم.
اولا این که خیلی خوشحال هستم از ساخت چنین فیلم هایی و با وجود چنین فیلم هایی آینده ی خوبی را برای سینمای ایران می بینم.
این که ما بیاییم چهره ی روحانیون را در بین مردم و بالاخص "مردم سینمارو" جا بیندازیم و تصویر واقعیِ محبوب این قشر از جامعه را به تصویر بکشیم کاری بس زیبا و ارزشمند است که مدتها پیش از این می بایست عملی می شد.
متاسفانه پیش از این شاهد فیلم هایی بودیم که این قشر مهم و مقدس را به سخره می گرفتند و چه بسا مردم را نسبت به روحانیون بدبین می کردند.
مورد دوم در مورد آخرت و مرگ است. چقدر فیلم در مورد مرگ ساخته شد و کسی ندید؟ جای این بود که چند سوپر استار مردم را به فکر مرگ و جهان آخرت ببرند.
ادامه مطلب
? ??? ???

اطلاعیه ها


شناسنامه وبلاگ


دل نوشته ها
دل نوشته ها

وبلاگ امیر حسین فقیهی
تاسیس: ۱۷/اردیبهشت/۸۶
به روز شده: ? ???? ???
بازدید کل: ??????