دل نوشته ها؛ وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی وبلاگ, وب لاگ, امیر حسین فقیهی, سفر به قبله,

ما همه نیروی قدسیم

دین و شریعت ما آنچنان به ما آموخته که هرگاه در مقابل کفر و ظلم قرار گرفتی، باید تا آخرین لحظه مقاومت کنی. واژه‌ی کلیدیِ مقاومت، از آن واژه‌های کاربریِ انقلاب اسلامی ایران است. از واژه‌هایی است که خداوند از زبان حضرت روح الله جاری نمود تا پس از او نیز از زبان جانشینش، حضرت آقا تراوش کند تا سربازان جان بر کفشش بشنوند و تا آخرین قطره خونشان جلوی ظلم و جور بایستند.
ادامه مطلب
? ??? ???

مسئولان نااهل، عامل مشکلات اسلام و جمهوری اسلامی

در مورد انتخاب تیتر برای این مطلب، تردید بسیاری داشتم. این که چه تیتری برای موضوع نا اهل بودن مسئولان در جوامع مسلمان انتخاب شود. مصداق اما مشخص است. فرار مدیرعامل بانک ملی کشوری مسلمان به سرزمین کفر. دو عبارت کلیدی «فرار مدیرعامل بزرگترین بانک جهان اسلام» یا «فرار مدیرعامل بزرگترین بانک جمهوری اسلامی» را می شد در تیتر آورد. ولی از شدت زشت بودن و بد بودن موضوع، ترجیح دادم در متن به آن نگاهی داشته باشم.
اول از شعار جدید بانک ملی شروع میکنم. جمله ای که در چند سال اخیر، به خصوص در دوران مسئولیت مدیرعامل فراری تیتر شد و بانک ملی زیاد روی آن مانور می داد: بزرگترین بانک جهان اسلام. تقریبا در تمام شعبات بانک ملی هم باجه ای سبز رنگ تعبیه شده بود که شعار بانکداری اسلامی را تحقق بخشد. اما دریغ از این که وقتی باطن کار پست باشد، از دست ظاهر کاری بر نمی آید. یادم می آید برای اولین بار که شخصا با این باجه برخورد کردم، با حالت پوزخند ملایمی به متصدی آن گفتم: اینجا بانکداری اسلامی هست، جاهای دیگه نیست؟! البته الان بحث ربوی بودن سییستم بانکی کشور و مطرح کردن مشکلات عدیده ی این سیستم کپی شده از غرب را ندارم. ولی این گریز به دلیل این بود که مثالی باشد تا بدانیم با شعار تنها چیزی درست نمی شود.
ادامه مطلب
? ??? ???

مظلومیت قائد؛ ساده لوحی توده‌ها؛ فرصت طلبی دشمنان

سالهاست که دشمنان از هر حربه و راهی برای نابودی و یا تخریب چهره های ضد کفر استفاده می کنند. از زمان حضرت علی (ع) بگیر که تا چندین سال پس از آن در منبرها حضرت را لعن می کردند تا همین روزها که تمام همّ و غمّ خود را گذاشته اند تا بلکه بتوانند نقطه ای خاکستری در شخصیت حقیقی و حقوقی قائد و رهبر مسلمین جهان بیابند و آن را بزرگ کنند.
از ابتدای انقلاب اسلامی و پس از تبیین دقیق و واضح موضع ایران پیرامون آمریکا، انگلیس و اسرائیل توسط حضرت روح الله و همچنین اطمینان آنها از بینش کفر ستیزی مردم ایران، تلاش کردند تا چهره رهبران و مسئولین جمهوری اسلامی را تخریب کنند و راهی برای گمراهی ساده لوحان بیابند.
مواقعی که می توانستند، جنگ کردند و کشتند و ترور کردند و مواقعی هم که نتوانستند، وارد جنگ نرم شدند و از جنگ افزارهای رسانه ای خود استفاده کردند. اما دریغ از آنکه خداوند متعال می فرماید: و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین.
ادامه مطلب
? ??? ???

ماجرای نیروهای انقلابی و راه رفتن کبک!

پس از انقلاب اسلامی، تا زمانی که امام راحل در قید حیات بود، نیروهای انقلابی و ارزشی هنوز آرمان‌های انقلاب را به خاطر داشتند و در راه همان‌ها قدم بر می‌داشتند. تعداد زیادی به جنگ رفتند و بقیه هم در سنگرهای جهادی دیگری چون کشاورزی، دانشگاهی و غیره فعالیت کردند. هدف، خدمت رسانی به مستضعفین و مظلومی در سراسر جهان بود. اما وسائل ارتباطی و تکنولوژیک مثل امروز آن‌قدر گسترش نیافته بود که دشمن از طریق جنگ نرم وارد عمل شود و مثل امروز در این جبهه لزوم وجود نیروهای ارزشی احساس شود.
پس از امام راحل و از زمان امامت آیت الله خامنه‌ای تا به امروز، وضعیت فرق کرده است. وسائل ارتباطی و جدید به کمک دشمن آمده تا جنگی دیگری را رقم بزند. در این دوره نیز مانند دوران انقلاب، رهبر، دشمن، آرمان و حتی نیروهای انقلابی را نیز داریم. ولی یک چیز عوض شده است و آن هم دید بچه‌های حذب اللهی و آنانی که زمان امام می‌دانستند چه کنند و امروز نمی‌دانند!
ادامه مطلب
? ??? ???

از رهبری گاندی تا رهبری امام خمینی (ره)

در دهه‌های اخیر، رهبران مختلفی در جهان پدیدار شدند که هر یک با توجه به جهان بینی خود و روشی که داشت، توانست حرف خود را بزند و برای آرمان‌هایش تلاش کند.
اما در این میان نام دو رهبر بزرگ بیشتر به چشم می خورد. امام خمینی(ره) رهبر انقلاب اسلامی ایران و ماهاتما گاندی، رهبر هند. البته باید گفت که این دو رهبر از حیث ابعاد دید و اثر گذاری‌شان قابل مقایسه نیستند، ولی در این نوشتار می‌خواهم به نوع مبارزه هر یک علیه مخالف خود بپردازم.
در مورد گاندی باید گفت عقیده وی بر فلسفهٔ بی‌خشونتی(آهیما) استوار بوده و در راه مبارزه با غرب و مخصوصا استعمار بریتانیا از این روش استفاده می‌کرده است. یکی از جملات معروف وی این است که می‌گوید: «من بنا به دلایل زیادی آماده مردن شده‌ام و نه برای کشتن.»
ماهاتما گاندی در خانه خود می‌نشست و بدون متوسل شدن به جنگ و زور، در حد استفاده نکردن از کالاهای بریتانیایی مردم را رهبری می‌کرد.
اما در مورد روش حضرت امام خمینی که برگرفته از روحیه جهادی اسلام است، باید گفت مبارزه‌ی وی تنها به استفاده نکردن از کالای بیگانه محدود نمی‌شود. این روش، زیر بار ظلم نمی‌رود و مستعمره شدن را بر نمی‌تابد. امام خمینی دستور جهاد می‌دهد و با این دستور، هزاران نفر از پیروانش حاضر به فدا کردن جان‌شان در راه آرمان‌های او هستند.
حال از دید غرب و مخالفان این دو مکتب، باید گفت که پر واضح است که آن‌ها رهبرانی چون گاندی را می‌پسندند. چرا که به راحتی می‌توانند به کشور مورد نظر حمله کنند و بدون این که با خشونت و دفاع طرف شوند، آن کشور را به استعمار خود درآورند. حال آن‌که اگر بخواهند به کشوری با دیدگاه امام راحل ما حمله کنند و حتی نگاه شیطانی داشته باشند، سربازان مکتب اسلام جلوی آن‌ها خواهند ایستاد و با روحیه جهادی خود حاضر به تحمل زور نمی‌شوند و حتی حاضرند در این راه کشته شوند.
همین مساله است که دنیای غرب از توسعه اسلام و تفکر انقلاب اسلامی به دیگر کشورهای جهان حتی کشورهای غیر اسلامی هراس دارد. آن‌ها خوب می‌دانند که اگر این تفکر در کشوری حاکم شد، دیگر به سادگی نمی‌توانند اهداف خود را پیاده کنند.
نکته مهم دیگر آن‌که رهبران غربی به دنبال جنگ در خانه کشورهای جهان سوم یا مسلمان نشین هستند. حال آنکه انقلاب اسلامی ایران به درجه‌ای از قدرت رسیده است که اگر قرار باشد جنگی درگیرد، مکان آن مرزها و سرزمین‌های خود دشمن خواهد بود.
ادامه مطلب
? ??? ???

اندر حکایت همه آن‌چه فیس‌بوک نامیده می‌شود

روزگار غریبی است. دنیا عوض شده است. مردم هم عوض شده‌اند. شهر و دیارمان هم عوض شده است. وسائل ارتباط جمعی‌مان هم عوض شده است و انگار دین و ایمان‌مان هم دارد عوض می‌شود. دین و ایمانی که قرار بوده از رسول خاتم تا روز قیامت یکی بماند، هر روز دارد به تعداد ما آدم‌ها تفسیر می‌شود. تفسیر به رای یک طرف و اجرا شدن یا نشدنش هم طرف دیگر. انگار در زمان غیبت، مدرنیته در حال پیشی گرفتن از سنت است و صاحبان این موج هم دین را گذاشته‌اند به حساب سنت و با کارهای‌شان می‌توان فهمید که به دنبال پشت سر گذاشتن آن هستند. بحث من اما به این گستردگی نیست. بحث سنت و مدرنیته را پیش‌تر گفته‌ام و در آینده نیز ان شا الله بیش‌تر خواهم گفت. بحث من عوض شدن دنیا است، در محدوده وسائل ارتباط جمعی. از این هم محدودتر، دنیای مجازی و از این هم محدودتر، پدیده‌ای به نام فیس بوک(Facebook). سایتی که خود دنیایی است از تمام آنچه در دنیای واقعی به آنها صفات خوب یا بد می‌دهیم و با آن‌ها زندگی می‌کنیم.
اول از همه ذکر این نکته خالی از لطف نیست که چرا فیس بوک؟ مگر سایت‌های ارتباط جمعی یا به اصطلاح شبکه‌های اجتماعی قبل از این سایت نبوده‌اند؟ آیا فیس‌بوک ایده جدیدی است؟ چرا این‌قدر مهم تلقی می‌شود و امروزه همه جا صحبت از فیس‌بوک است؟ در جواب این سوالات باید گفت از سال‌ها پیش از این نیز شبکه‌های اجتماعی مجازی متعددی در عرصه وب فعالیت می‌کردند. سایت‌هایی چون ارکات، مای اسپیس و نمونه ایرانی آن، کلوب. ولی با ظهور فیس بوک، به دلایل مختلفی از جمله ایده جدید ارتباط‌های ساده و به اشتراگ گذاری‌های علایق به نحو راحت و دلچسب، باعث شد تا موج جدیدی در فضای مجازی به راه افتد که حتی دنیای حقیقی را هم گرفتار خود کند.
ادامه مطلب
? ??? ???

اسلامی شدن دانشگاه؛ چرا و چگونه

پیش‌تر پیرامون مساله اسلامی شدن دانشگاه ها و همچنین بحث داغ وحدت میان حوزه و دانشگاه اندیشیده بودم و قلم زده بودم. اما این روزها شاهد واکنش‌های مختلفی پیرامون این موضوع در سطح جامعه هستیم و این موضوع دوباره به موضوع داغ روز تبدیل شده است. آن هم به خاطر نامه رئیس جمهور به وزرای علوم و بهداشت و عزم وزرا برای عملی کردن این موضوع. کاری که پس از سالها وعده و وعید، ظاهرا می‌خواهد جامعه عمل بپوشد تا آثار آن را چه در داخل دانشگاه و چه در خارج از آن ببینیم.
اول اجازه دهید از تفاوت میان حوزه و دانشگاه شروع کنم. این که چرا اصلا این بحث‌ها پیش آمده و مگر حوزه با دانشگاه چه تفاوتی دارد که سالهاست خواستار وحدت میان آن دو شده‌ایم.
حوزویان به محل تحصیل خود می‌گویند «مدرسه» و دانشجویان هم محل تحصیل خود را «دانشگاه» می‌خوانند. اصل ماجرا از همین جا شروع می‌شود. دعوا از آنجایی شروع می‌شود که تفاوت میان مدرسه و دانشگاه را نمی‌دانیم. وقتی این اتفاق می‌افتد، فکر می‌کنیم هر دو این‌ها در یک راستا هستند ولی با هم مخالف‌اند! بعد می‌خواهیم میانشان وحدت ایجاد کنیم. گویی دو نفر اند که اولا میانشان شکراب است و دوما تعامل هم دارند و سوما لزوم ایجاد وحدت میانشان احساس می شود.
برای حل این مشکل باید به همان دو کلمه برگردیم: مدرسه و دانشگاه. ابتدا باید این دو کلمه و موارد اطلاقشان را بشناسیم تا بتوانیم پیرامونشان صحبت کنیم.
مدرسه یعنی محل درس خواندن و دانشگاه یعنی محل کسب دانش. حالا دایره لغات‌مان تنگ‌تر شد و با دو کلمه ریشه‌ای‌تر کار داریم. درس و دانش همان دو کلمه مهمی هستند که باید به تفاوت میانشان بپردازیم.
ادامه مطلب
? ??? ???

زیر پرچم افراد سینه نزن عزیز من!

این را پدرم می‌گویند. از چند سال پیش می‌گفتند و همین حالا هم می‌گویند. وقتی سر صحبت باز می‌شود، مشابه همین سخن را هم از پدرشان نقل می‌کنند: زیر بیرق کسی سینه نزن! و من جوانِ جاهل باید بعد از سال‌ها برسم به این حرف طلا. البته بزرگان هم این حرف را گفته‌اند. می‌گویند انسان نباید وابسته به افراد باشد، بلکه باید در جبهه حق باشد. اول باید جبهه را بشناسد، سپس در جبهه حق علیه باطل جهاد کند. امیر مومنان هم می‌فرماید حقیقت را بشناس، حق را پیدا خواهی کرد. حضرت این جمله را در جواب کسی می‌دهد که به امام عرض می‌کند آیا شما حق هستید یا طرف مقابل‌تان؟ امام به جای آنکه افراد را ملاک قرار دهد، معیاری که به سوال کننده می‌دهد، جبهه حق و شناخت حقیقت است.
ادامه مطلب
? ??? ???

مرگ بن لادن؛ دروغ رسانه ای آمریکا

همانطور که این روزها همگان شاهد تبلیغات رسانه ای قوی و عظیم آمریکا برای نشان دادن پیروزی بدست آمده در قتل اسامه بن لادن در خاک پاکستان هستیم، با توجه به ادعاهای آمریکا چند سوال پیش می آید که نگاه به آنها خالی از لطف نیست:

آمریکا: ما چند سال محل سکونت بن لادن را زیر نظر داشتیم.
سوال: چرا زودتر بن لادن را دستگیر نکردید؟

آمریکا: ما جسد بن لادن را به دریا انداختیم.
سوال: دلیل این کار چیست؟ چرا جسد او را حداقل یک روز نگه نداشتید؟

آمریکا: ما با انجام یک عملیات، بن لادن را در محل سکونتش به قتل رساندیم.
سوال: چرا همسایگان محل زندگی او از چنین عملیاتی که در آن از هلیکوپتر هم استفاده شده بی خبراند؟

آمریکا: ما بدون اطلاع پاکستان داخل مرز این کشور شدیم.
سوال: آیا این کار منافی حقوق بین المللی و تعرض به تمامیت ارضی یک کشور نیست؟

آمریکا: ما اسامه بن لادن را درجا به قتل رساندیم.
سوال: آیا نیاز به تخلیه اطلاعاتی اسامه بن لادن نداشتید؟
ادامه مطلب
? ??? ???

رمز دشمن شناسی - دشمن از تعصبات ملی استفاده می کند

به حول و قوه الهی اولین سلسله مباحث "رمز دشمن شناسی" را با مطلبی پیرامون دشمن و تعصبات ملی شروع می کنم. تعصبات ملی آن عقایدی هستند که شخصی از پیشینه مملکت خود به آن می بالد.
فکر میکنم گفتن همین جمله کافی باشد که مستر همفر، یکی از جاسوسان بریتانیا در حدود 300 سال پیش در خاطرات خود عنوان می کند که یکی از راه های به نابودی کشاندن ممالک اسلامی استفاده از تعصبات ملی هست.
دشمن پیشینه یک ملت را بازگو می کند و در پی آن زهر خود را می ریزد که ببینید شما چه گذشته پر افتخاری داشتید و حالا به چه روزی افتاده اید؟ و شروع می کند با اسفبار خواندن اوضاع کنونی شخص را بر آن دارد که از دین و دولت خود دست بکشد و رو آورد به کذشته چند هزار ساله کشورش. آنگاه هست که جامعه از درون خالی می شود و موقعیت برای نفوذ دشمن محیا و آماده می شود.
ادامه مطلب
?? ??? ???

اطلاعیه ها


شناسنامه وبلاگ


دل نوشته ها
دل نوشته ها

وبلاگ امیر حسین فقیهی
تاسیس: ۱۷/اردیبهشت/۸۶
به روز شده: ? ???? ???
بازدید کل: ??????