ماجرای نیروهای انقلابی و راه رفتن کبک!
پس از انقلاب اسلامی، تا زمانی که امام راحل در قید حیات بود، نیروهای انقلابی و ارزشی هنوز آرمانهای انقلاب را به خاطر داشتند و در راه همانها قدم بر میداشتند. تعداد زیادی به جنگ رفتند و بقیه هم در سنگرهای جهادی دیگری چون کشاورزی، دانشگاهی و غیره فعالیت کردند. هدف، خدمت رسانی به مستضعفین و مظلومی در سراسر جهان بود. اما وسائل ارتباطی و تکنولوژیک مثل امروز آنقدر گسترش نیافته بود که دشمن از طریق جنگ نرم وارد عمل شود و مثل امروز در این جبهه لزوم وجود نیروهای ارزشی احساس شود.
پس از امام راحل و از زمان امامت آیت الله خامنهای تا به امروز، وضعیت فرق کرده است. وسائل ارتباطی و جدید به کمک دشمن آمده تا جنگی دیگری را رقم بزند. در این دوره نیز مانند دوران انقلاب، رهبر، دشمن، آرمان و حتی نیروهای انقلابی را نیز داریم. ولی یک چیز عوض شده است و آن هم دید بچههای حذب اللهی و آنانی که زمان امام میدانستند چه کنند و امروز نمیدانند!
بحث پیرامون هدف انقلاب است. آرمانی که برای آن انقلاب کردیم. همان خدمت رسانی به مستضعفین و مظلومین در سرتاسر جهان. انگار با اتمام جنگ سخت و شروع جنگ نرم، ارزشیها این مورد را فراموش کردهاند که اصلا برای چه میجنگیم؟ گویی آنقدر آلوده جنگ نرم و ابزار آن شدهایم که فراموش کردهایم اصل چه بوده است. انگار نمیدانیم که اول خود ما و هرکس که انقلابی میاندیشد، باید تغزیه شود و سپس به فکر نابودی دشمن باشیم.
امروز خدمت به مستضعفین در حاشیه رفته و ایستادگی جلوی دشمن و فعالیت در آن جبهه در اولویت قرار گرفته است. به نحوی که چه در فضای مجازی، چه در فضای مطبوعات و دیگر رسانههایمان، تلاشمان برای مقابله به مثل به دشمن و برنامههای دشمن است.
چرا برنامهای مثل راز در شبکه چهار تلویزیون خودمان میگیرد؟ چرا مجلهای چون پنجره در فضای مطبوعاتی ما صدا میکند؟ چرا سایتی چون ... در فضای مجازی پر مخاطب میشود؟ با وجود آنکه مخاطب اینها حذب اللهیها و بچههای انقلابیاند تا مخالفان و معاندان. اینها نخواستهاند تا از شبکههایی چون فارسی وان و من و تو و بی بی سی کپی برداری کنند و بر ضد خودشان برنامه بسازند. اینها نخواستند همچون سرگرمیهای غربی برای مردم انقلابی ایران برنامه بسازند و فعایت کنند. اینها جوابی دادهاند به تشنگی مردم. مردمی که انقلابیاند و ارزشی و دنبال هر آنچه بوی امام و اسلام بدهد.
کم کاری از خود ما بوده که سرگرم مقابله با هجوم رسانهای دشمن شدهایم و در این ورطه گرفتار آمدهایم و نتیجه آن غفلت از نیاز مردمان خودمان شده است. مورد توجه آن که آمار مخاطبین فعالیتهای قرآنی، مذهبی، اعتقادی و از این دست موضوعات در مقایسه با دیگر برنامهها بسیار زیاداند. مردم ما راه را میدانند. مخاطب این موضوعات چه کسانی هستند؟ پر واضح است که دشمنان و مخالفان، مخاطب چنین موضوعاتی نیستند. مگر چند درصد مردم به حرف آنها گوش میدهند که ما وقت زیادی از رسانه ملی را صرف مقابله با آنها میکنیم؟ مگر چند درصد مردم که حرف آنها را میشنوند، اراجیفشان را باور یا پیگیری میکنند؟
دولتیها و رسانه ایها و همه و همه رسانه دارند، اما مردم نیز بدون رسانه نیستند. مردم میخواهند حرفشان را بزنند و دسته جمعی هم این کار را میکنند. رسانه مردم نماز جمعهها و راهپیماییها و انتخاباتها است. رسانه مردم تجمعهای مختلف برای مقابله با زور و تزویر استکبار است.
حرف اماممان را آویزه گوشمان کنیم. مردم انقلابی فراموشمان نشود. مستضعفین فراموشمان نشود. مظلومین را از یاد نبریم و در قدم اول برای آنها اقدام کنیم.
پس از امام راحل و از زمان امامت آیت الله خامنهای تا به امروز، وضعیت فرق کرده است. وسائل ارتباطی و جدید به کمک دشمن آمده تا جنگی دیگری را رقم بزند. در این دوره نیز مانند دوران انقلاب، رهبر، دشمن، آرمان و حتی نیروهای انقلابی را نیز داریم. ولی یک چیز عوض شده است و آن هم دید بچههای حذب اللهی و آنانی که زمان امام میدانستند چه کنند و امروز نمیدانند!
بحث پیرامون هدف انقلاب است. آرمانی که برای آن انقلاب کردیم. همان خدمت رسانی به مستضعفین و مظلومین در سرتاسر جهان. انگار با اتمام جنگ سخت و شروع جنگ نرم، ارزشیها این مورد را فراموش کردهاند که اصلا برای چه میجنگیم؟ گویی آنقدر آلوده جنگ نرم و ابزار آن شدهایم که فراموش کردهایم اصل چه بوده است. انگار نمیدانیم که اول خود ما و هرکس که انقلابی میاندیشد، باید تغزیه شود و سپس به فکر نابودی دشمن باشیم.
امروز خدمت به مستضعفین در حاشیه رفته و ایستادگی جلوی دشمن و فعالیت در آن جبهه در اولویت قرار گرفته است. به نحوی که چه در فضای مجازی، چه در فضای مطبوعات و دیگر رسانههایمان، تلاشمان برای مقابله به مثل به دشمن و برنامههای دشمن است.
چرا برنامهای مثل راز در شبکه چهار تلویزیون خودمان میگیرد؟ چرا مجلهای چون پنجره در فضای مطبوعاتی ما صدا میکند؟ چرا سایتی چون ... در فضای مجازی پر مخاطب میشود؟ با وجود آنکه مخاطب اینها حذب اللهیها و بچههای انقلابیاند تا مخالفان و معاندان. اینها نخواستهاند تا از شبکههایی چون فارسی وان و من و تو و بی بی سی کپی برداری کنند و بر ضد خودشان برنامه بسازند. اینها نخواستند همچون سرگرمیهای غربی برای مردم انقلابی ایران برنامه بسازند و فعایت کنند. اینها جوابی دادهاند به تشنگی مردم. مردمی که انقلابیاند و ارزشی و دنبال هر آنچه بوی امام و اسلام بدهد.
کم کاری از خود ما بوده که سرگرم مقابله با هجوم رسانهای دشمن شدهایم و در این ورطه گرفتار آمدهایم و نتیجه آن غفلت از نیاز مردمان خودمان شده است. مورد توجه آن که آمار مخاطبین فعالیتهای قرآنی، مذهبی، اعتقادی و از این دست موضوعات در مقایسه با دیگر برنامهها بسیار زیاداند. مردم ما راه را میدانند. مخاطب این موضوعات چه کسانی هستند؟ پر واضح است که دشمنان و مخالفان، مخاطب چنین موضوعاتی نیستند. مگر چند درصد مردم به حرف آنها گوش میدهند که ما وقت زیادی از رسانه ملی را صرف مقابله با آنها میکنیم؟ مگر چند درصد مردم که حرف آنها را میشنوند، اراجیفشان را باور یا پیگیری میکنند؟
دولتیها و رسانه ایها و همه و همه رسانه دارند، اما مردم نیز بدون رسانه نیستند. مردم میخواهند حرفشان را بزنند و دسته جمعی هم این کار را میکنند. رسانه مردم نماز جمعهها و راهپیماییها و انتخاباتها است. رسانه مردم تجمعهای مختلف برای مقابله با زور و تزویر استکبار است.
حرف اماممان را آویزه گوشمان کنیم. مردم انقلابی فراموشمان نشود. مستضعفین فراموشمان نشود. مظلومین را از یاد نبریم و در قدم اول برای آنها اقدام کنیم.
نوشته شده در تاریخ: 10 شهريور 1390


اگر به گفته رهبر گوش کنیم و بصیرت داشته باشیم مشکل حل است.
بصیرت یعنی غرق در جریانی نشویم
بصیرت یعنی چیزی را فراموش نکنیم
بصیرت چیزی بالاتر از بینش و بینایی است.
خداوند بصیر است و همه را می بیند
ما خدا نیستیم ولی می توانیم همانند اون کار کنیم یعنی تا جاییکه می توانیم بصیر باشیم در حد خومان و بصیرت خرج دهیم