«جرم» مخلوطی از ادعا و تضاد
واضح است که اگر مسعود کیمیایی فیلمی بسازد، موضوعش رفاقت و مردانگی، و شخصیتهایش لوتی بودن را داد می زنند. نه این که مردانگی فقط در قامت یک لوتی و لحن صحبتش قابل نمایش است، بلکه سینمای کیمیایی، به این موضوع اصرار دارد که مردانگی را در قالب پرسوناژهای این چنینی نمایش دهد.
سبک کیمیایی جدای از محتوا، همین که سالیان دراز در یک حیطه و در یک جاده حرکت میکند قابل ستایش است. ولی اگر بخواهیم فیلمهای او را تک به تک و بدون حاشیهها و دیدن نام کارگردان ببینیم، شاید دیگر خبری از سیمرغهای بلورین در کنار فیلمهایش نبینیم.
جرم فیلم خوبی نیست، از این جهت که در داستان پردازی بسیار ضعیف است. شخصیتها به درستی معرفی نمی شوند. تعلیق درست و حسابی ندارد که مخاطب را تا آخر فیلم میخکوب کند. اصلا هدف کیمیایی در این فیلم که اثبات رفاقت ناصر به رضاست به درستی پرداخت نشده و در حاشیه فیلم روایت می شود. برخی از موقعیتهای فیلم هم باعث تضاد شده و نیازی به حضور آنها در فیلم نبود.
ما رضا سرچشمه را نمی شناسیم و نمیتوانیم هدف او را از کارهایی که میکند و تصمیماتی که میگیرد بفهمیم. ما همسرش را نمیشناسیم. کاراکتر پسر رضا مبهم است و اصلا خوب نیست. سکانسهای زندان و آمبولانس و خرید اسلحه طولانیاند. این فیلم هم مثل بیشتر فیلمهای ایرانی سه ربع ساعت اضافه دارد.
اما جدای از ساختار فیلم، نکته مهم، در مورد حرف فیلم، شعارهای سیاسی و زمان وقوع حوادث آن است. فیلم جرم داد میزند که فیلم ایران پس از انقلاب است! فیلم به ظاهر سیاه و سفید و با المانهای زمان طاغوت ساخته شده، ولی خیلی آماتور و پیش پا افتاده، با نشان دادن خودروهای امروزی، کولرهای گازی، پلاکهای جدید شهرداری، ورودی مترو و چند چیز دیگر میخواهد بگوید که این فیلم، روایتی سیاسی از ایران پس از انقلاب است. البته جدای از مخاطب خاص، بعید است مخاطب عام متوجه این موضوع شود. چرا که این نشانهها جز خنده و تمسخر چیز دیگری برای مخاطب عام ندارد.
بی شک کیمیایی به این روش خود ادامه میدهد و غیر از این نیز انتظاری از او نمیرود. حداقل این خوبی را دارد که میتوانیم بگوییم مثلا در این سبک فیلم سازی در کشور یک نفر را داریم که تماما از این گونه فیلمها میسازد. نه مثل برخی فیلم سازان نسبتا خوبی که پس از مدتی تغییر موضع میدهند!
سبک کیمیایی جدای از محتوا، همین که سالیان دراز در یک حیطه و در یک جاده حرکت میکند قابل ستایش است. ولی اگر بخواهیم فیلمهای او را تک به تک و بدون حاشیهها و دیدن نام کارگردان ببینیم، شاید دیگر خبری از سیمرغهای بلورین در کنار فیلمهایش نبینیم.
جرم فیلم خوبی نیست، از این جهت که در داستان پردازی بسیار ضعیف است. شخصیتها به درستی معرفی نمی شوند. تعلیق درست و حسابی ندارد که مخاطب را تا آخر فیلم میخکوب کند. اصلا هدف کیمیایی در این فیلم که اثبات رفاقت ناصر به رضاست به درستی پرداخت نشده و در حاشیه فیلم روایت می شود. برخی از موقعیتهای فیلم هم باعث تضاد شده و نیازی به حضور آنها در فیلم نبود.
ما رضا سرچشمه را نمی شناسیم و نمیتوانیم هدف او را از کارهایی که میکند و تصمیماتی که میگیرد بفهمیم. ما همسرش را نمیشناسیم. کاراکتر پسر رضا مبهم است و اصلا خوب نیست. سکانسهای زندان و آمبولانس و خرید اسلحه طولانیاند. این فیلم هم مثل بیشتر فیلمهای ایرانی سه ربع ساعت اضافه دارد.
اما جدای از ساختار فیلم، نکته مهم، در مورد حرف فیلم، شعارهای سیاسی و زمان وقوع حوادث آن است. فیلم جرم داد میزند که فیلم ایران پس از انقلاب است! فیلم به ظاهر سیاه و سفید و با المانهای زمان طاغوت ساخته شده، ولی خیلی آماتور و پیش پا افتاده، با نشان دادن خودروهای امروزی، کولرهای گازی، پلاکهای جدید شهرداری، ورودی مترو و چند چیز دیگر میخواهد بگوید که این فیلم، روایتی سیاسی از ایران پس از انقلاب است. البته جدای از مخاطب خاص، بعید است مخاطب عام متوجه این موضوع شود. چرا که این نشانهها جز خنده و تمسخر چیز دیگری برای مخاطب عام ندارد.
بی شک کیمیایی به این روش خود ادامه میدهد و غیر از این نیز انتظاری از او نمیرود. حداقل این خوبی را دارد که میتوانیم بگوییم مثلا در این سبک فیلم سازی در کشور یک نفر را داریم که تماما از این گونه فیلمها میسازد. نه مثل برخی فیلم سازان نسبتا خوبی که پس از مدتی تغییر موضع میدهند!
نوشته شده در تاریخ: 2 تير 1390

