زیر پرچم افراد سینه نزن عزیز من!
این را پدرم میگویند. از چند سال پیش میگفتند و همین حالا هم میگویند. وقتی سر صحبت باز میشود، مشابه همین سخن را هم از پدرشان نقل میکنند: زیر بیرق کسی سینه نزن! و من جوانِ جاهل باید بعد از سالها برسم به این حرف طلا. البته بزرگان هم این حرف را گفتهاند. میگویند انسان نباید وابسته به افراد باشد، بلکه باید در جبهه حق باشد. اول باید جبهه را بشناسد، سپس در جبهه حق علیه باطل جهاد کند. امیر مومنان هم میفرماید حقیقت را بشناس، حق را پیدا خواهی کرد. حضرت این جمله را در جواب کسی میدهد که به امام عرض میکند آیا شما حق هستید یا طرف مقابلتان؟ امام به جای آنکه افراد را ملاک قرار دهد، معیاری که به سوال کننده میدهد، جبهه حق و شناخت حقیقت است.
پدر بزرگ مرحومم زمان انقلاب این حرف را به پدرم میزد. همان زمانی که افرادی مثل بنی صدر، منافق گونه قصد ضربه زدن به جبهه حق را داشتند. آن زمان هم افرادی بودند که خیلی متعصب طرفدار و هواخواه کسی مثل بنی صدر بودند. ولی با روشن شدن چهره باطل به کدام سو رفتند؟
امام(ره) هم همیشه حرف از جبههها میزد و نه افراد. او می گفت: ملاک، حال فعلی افراد است. و این یعنی این که هر کسی را باید در جبههای که هست، سنجید.
پدرم اما این حرف طلایی را سی سال پس از انقلاب به من میزنند. انقلابی که به دوران بلوغ خود رسیده و تجارب زیادی دارد، ولی هنوز جوان است. امروز هم این حرف باید آویزه گوشمان باشد. امروز هم باید جبهه را بشناسیم. چه در مسائل سیاسی و چه در سایر زمینههای زندگی. هم در قلممان، هم در زبانمان و هم در عملمان باید این مساله آشکار باشد که فقط تبلیغ جبهه حق و صراط الله را میکنیم و لا غیر.
نمیدانم بصیرت داشتن در این روزگار سختتر است یا هزار و چهارصد سال پیش. نمیدانم زمان مولای متقیان، حق مظلوم تر بود یا الان. ولی این را میدانم که امروز دو متر با اصالت داریم به نام قرآن و عترت که همین باید معیار ما باشد برای تصمیمهایمان، اگر میخواهیم سالک باشیم.
البته که با قرآن و عترت به یک نظم واحد میرسیم به نام حکومت اسلامی. چیزی که حفظ آن از نماز هم واجبتر است. چرا که اجرای نماز و دیگر فروع دین، زیر لوای آن صورت میگیرد. اما این حکومت نیازهای لاینفکی دارد. این حکومت اگر میخواهد اسلامی باشد، باید ولایت پذیر باشد و چه ولایتی بهتر از ولایتی که تفقه کند در دین خدا.
من امروز میدانم که جبهه حق ولایت فقیه است و لا غیر. طبعیّت از آن سعادت، و ستیز با آن شقاوت را به همراه دارد. در دنیا که دیدم و در آخرت هم نوید آن را به ما دادهاند.
پدر بزرگ مرحومم زمان انقلاب این حرف را به پدرم میزد. همان زمانی که افرادی مثل بنی صدر، منافق گونه قصد ضربه زدن به جبهه حق را داشتند. آن زمان هم افرادی بودند که خیلی متعصب طرفدار و هواخواه کسی مثل بنی صدر بودند. ولی با روشن شدن چهره باطل به کدام سو رفتند؟
امام(ره) هم همیشه حرف از جبههها میزد و نه افراد. او می گفت: ملاک، حال فعلی افراد است. و این یعنی این که هر کسی را باید در جبههای که هست، سنجید.
پدرم اما این حرف طلایی را سی سال پس از انقلاب به من میزنند. انقلابی که به دوران بلوغ خود رسیده و تجارب زیادی دارد، ولی هنوز جوان است. امروز هم این حرف باید آویزه گوشمان باشد. امروز هم باید جبهه را بشناسیم. چه در مسائل سیاسی و چه در سایر زمینههای زندگی. هم در قلممان، هم در زبانمان و هم در عملمان باید این مساله آشکار باشد که فقط تبلیغ جبهه حق و صراط الله را میکنیم و لا غیر.
نمیدانم بصیرت داشتن در این روزگار سختتر است یا هزار و چهارصد سال پیش. نمیدانم زمان مولای متقیان، حق مظلوم تر بود یا الان. ولی این را میدانم که امروز دو متر با اصالت داریم به نام قرآن و عترت که همین باید معیار ما باشد برای تصمیمهایمان، اگر میخواهیم سالک باشیم.
البته که با قرآن و عترت به یک نظم واحد میرسیم به نام حکومت اسلامی. چیزی که حفظ آن از نماز هم واجبتر است. چرا که اجرای نماز و دیگر فروع دین، زیر لوای آن صورت میگیرد. اما این حکومت نیازهای لاینفکی دارد. این حکومت اگر میخواهد اسلامی باشد، باید ولایت پذیر باشد و چه ولایتی بهتر از ولایتی که تفقه کند در دین خدا.
من امروز میدانم که جبهه حق ولایت فقیه است و لا غیر. طبعیّت از آن سعادت، و ستیز با آن شقاوت را به همراه دارد. در دنیا که دیدم و در آخرت هم نوید آن را به ما دادهاند.
نوشته شده در تاریخ: 6 خرداد 1390


سایت جالبی دارید و مطالب هم خوب هستند
بی زحمت یه سر به ما بزنید و یکم راهنمایی کنید در مورد وبلاگ اگه کم و کاستی یا مطلبی هست که برای بهبود وبلاگ باید قرار داد یا کلآ هر نوع راهنمایی
خوشحال میشیم از راهنماییهای شما استفاده کنیم