از نشانههای ظهور است
توهین به خدا، پیغمبر، قرآن و دیگر مقدسات اسلامی از ابتدای مبعث رسول اکرم (ص) توسط کفار و مشرکین حجاز شروع شد، تا ادامه آن پاره کردن نامه حضرت رسول (ص) توسط خسرو پرویز باشد و پس از آن بارها و بارها این مقدسات الهی توسط جاهلان دیگر مورد توهین قرار گیرد.
اما نکته مهم آنجاست که هیچ گاه در طول تاریخ رسما و به صورت عیان به قرآن، این کتاب الهی توهین نشده بود تا این که در یازدهم سپتامبر سال جاری، این اقدام وقیحانه در کشور آمریکا صورت گرفت.
اهمیت موضوع از این روست که این کار توسط تعدادی از مردم و در مقابل چشم هزاران رسانه بین المللی صورت گرفت. هرچند این مساله خروش و اعتراض میلیونها مسلمان در سرتاسر جهان را در پی داشت.
باید توجه داشت که استفاده از عباراتی همچون هتک حرمت و حرمت شکنی برای این مساله اشتباه است. چرا که حرمت ها شکستنی نیستند. یعنی هیچ کس نمیتواند یک طرفه حرمت کسی یا چیزی را بشکند. بلکه در صورتی حرمت چیزی شکسته می شود که این کار از طرف خود آن شخص صورت گیرد. که این مطلب در مورد قرآن و انبیاء و ائمه (ع) صدق نمی کند. چرا که خود، اصل پاکی و عصمت اند.
بی احترامی به قرآن، کاریست که هیچ آدم عاقلی انجام نمیدهد. هرچند بی دین باشد. چه برسد به صاحب ادیان الهی که احترام خاصی برای کتب آسمانی قائل اند. و جالب آنکه پس از آن مساله بنده از هیچ مسیحی یا حتی بیدینی نشنیدم که بگوید این کار خوب بوده. پس چه کسانی مسبب این عمل زشت بوده اند؟!
البته جواب این سوال واضح است. این کار در هیچ کشوری جز در کشورهای آمریکا و رژیم صهیونیستی نمی توانست انجام شود. و آمریکا به این دلیل انتخاب شد تا به گفته خودشان این کار پیرو شعار «آزادی» در آنجا باشد. و از طرفی واقعه یازده سپتامبر 2001 را از یادها پاک کند. البته به موارد دیگر نیز می توان اشاره نمود که از حوصله این نوشتار خارج است.
اگر بخواهیم از زاویه بحث «آخر الزمان» به این موضوع بنگریم، این کار عملی بود که پیش از این وعده آن را داده بودند.
درست است که توهین به مقدسات و مخصوصا قرآن کریم در ملا عام یکی از نشانه های مسلم ظهور امام زمان (عج) است، ولی نباید بنشینیم و دست روی دست بگذاریم.
انسان منتظر انسانی است در حال حرکت، که با دیدن تک تک علائم ظهور، بر سرعت خود می افزاید. راهی که به ظهور صاحب عالم ختم می شود که آن روز، روز موعود است.
از جمله کارهایی که به عنوان پیرو قرآن وظیفه داریم در مقابل این مساله انجام دهیم، مقابله علمی و رسانه ای است. علمی از آن جهت که باید تلاشها شود در راستای تالیفات اسلامی و خلاء هایی که ممکن است با گذشت زمان در فقه به وجود آمده باشد. و مقابله رسانه ای بدین صورت که اسلام محمدی باید توسط رسانههای قدرتمند و پرکاربرد امروزی معرفی و تبلیغ شود.
ابزار رسانه، امروزه حکم ابزار جنگی را دارد. در اینجا بیش از اینکه دفاع معنی پیدا کند، حجوم تعریف می شود. اگر قرار باشد مسلمانان همیشه مورد حمله رسانه ای قرار گیرند و پس از آن در پی دفاع رسانه ای برآیند یعنی عین شکست. در رسانه باید پیشتاز بود.
اگر بخواهیم از باب علیت به این موضوع بنگریم، به راحتی میتوان دلایل آن را در تاریخ یافت. آنجا که پس از انتشار کتاب آیات شیطانی، امام راحل حکم ارتداد نویسنده و منتشر کنندههای آن را صادر کرد، اگر ما پیرو دستور ولی امر به این حکم الهی جامه عمل می پوشاندیم هیچ گاه شاهد چنین صحنههای دلخراشی نبودیم که اینقدر به وضوح به کلام الله توهین شود.
و اما از دلایل دیگر آن، می توان به قصور ما مسلمانان در گسترش و تبلیغ اسلام و تبلیغات مخرب رسانهای غرب و به خصوص ایالات متحده برای خراب کردن چهره اسلام میتوان اشاره نمود.
متاسفانه امروزه بسیاری از مردم دول غربی بر این باوراند که اسلام، دین زور و اجبار و جنگ و خونریزی، و قرآن، کتاب دستورات ظالمانهای همجون سنگسار و اعدام است. حال آن که آنها نه زبانشان زبان قرآن است که آن را بخوانند و از دریای رحمت آن بهره بگیرند، و نه جو حاکم بر غرب این اجازه را به کسی میدهد که فکر مطالعه و روی آوردن به اسلام به سرش بزند.
چه بسا در تاریخ نمونههایی را شاهد بودهایم که افرادی هر چند قلیل، به محض آشنایی با اسلام و قرآن، این رایحه خوش انسان ساز را با فطرت خویش یکی دیدهاند و به آن ایمان آوردهاند. دلیل این مدعا کسانی هستند همچون ادواردو آنیلی که با نگاهی گذرا به کلام الله، تسلیم درگاه حق شده و اسلام آوردند.
ادواردو آنیلی این گونه مسلمان شدنش را شرح می دهد: «در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم میزدم و کتابها را نگاه میکردم چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمدهاست. آنرا برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمیتواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را میفهمم و قبول دارم.»
همه اینها را گفتیم و با عقل خود سنجیدیم. ولی دل چیز دیگری میگوید که نمیتوان آن را نگاشت. دل میبیند و میسوزد. وقت ظهور است. چند صباحی دیگر. شاید همین الان. اللهم عجل الولیک الفرج.
اما نکته مهم آنجاست که هیچ گاه در طول تاریخ رسما و به صورت عیان به قرآن، این کتاب الهی توهین نشده بود تا این که در یازدهم سپتامبر سال جاری، این اقدام وقیحانه در کشور آمریکا صورت گرفت.
اهمیت موضوع از این روست که این کار توسط تعدادی از مردم و در مقابل چشم هزاران رسانه بین المللی صورت گرفت. هرچند این مساله خروش و اعتراض میلیونها مسلمان در سرتاسر جهان را در پی داشت.
باید توجه داشت که استفاده از عباراتی همچون هتک حرمت و حرمت شکنی برای این مساله اشتباه است. چرا که حرمت ها شکستنی نیستند. یعنی هیچ کس نمیتواند یک طرفه حرمت کسی یا چیزی را بشکند. بلکه در صورتی حرمت چیزی شکسته می شود که این کار از طرف خود آن شخص صورت گیرد. که این مطلب در مورد قرآن و انبیاء و ائمه (ع) صدق نمی کند. چرا که خود، اصل پاکی و عصمت اند.
بی احترامی به قرآن، کاریست که هیچ آدم عاقلی انجام نمیدهد. هرچند بی دین باشد. چه برسد به صاحب ادیان الهی که احترام خاصی برای کتب آسمانی قائل اند. و جالب آنکه پس از آن مساله بنده از هیچ مسیحی یا حتی بیدینی نشنیدم که بگوید این کار خوب بوده. پس چه کسانی مسبب این عمل زشت بوده اند؟!
البته جواب این سوال واضح است. این کار در هیچ کشوری جز در کشورهای آمریکا و رژیم صهیونیستی نمی توانست انجام شود. و آمریکا به این دلیل انتخاب شد تا به گفته خودشان این کار پیرو شعار «آزادی» در آنجا باشد. و از طرفی واقعه یازده سپتامبر 2001 را از یادها پاک کند. البته به موارد دیگر نیز می توان اشاره نمود که از حوصله این نوشتار خارج است.
اگر بخواهیم از زاویه بحث «آخر الزمان» به این موضوع بنگریم، این کار عملی بود که پیش از این وعده آن را داده بودند.
درست است که توهین به مقدسات و مخصوصا قرآن کریم در ملا عام یکی از نشانه های مسلم ظهور امام زمان (عج) است، ولی نباید بنشینیم و دست روی دست بگذاریم.
انسان منتظر انسانی است در حال حرکت، که با دیدن تک تک علائم ظهور، بر سرعت خود می افزاید. راهی که به ظهور صاحب عالم ختم می شود که آن روز، روز موعود است.
از جمله کارهایی که به عنوان پیرو قرآن وظیفه داریم در مقابل این مساله انجام دهیم، مقابله علمی و رسانه ای است. علمی از آن جهت که باید تلاشها شود در راستای تالیفات اسلامی و خلاء هایی که ممکن است با گذشت زمان در فقه به وجود آمده باشد. و مقابله رسانه ای بدین صورت که اسلام محمدی باید توسط رسانههای قدرتمند و پرکاربرد امروزی معرفی و تبلیغ شود.
ابزار رسانه، امروزه حکم ابزار جنگی را دارد. در اینجا بیش از اینکه دفاع معنی پیدا کند، حجوم تعریف می شود. اگر قرار باشد مسلمانان همیشه مورد حمله رسانه ای قرار گیرند و پس از آن در پی دفاع رسانه ای برآیند یعنی عین شکست. در رسانه باید پیشتاز بود.
اگر بخواهیم از باب علیت به این موضوع بنگریم، به راحتی میتوان دلایل آن را در تاریخ یافت. آنجا که پس از انتشار کتاب آیات شیطانی، امام راحل حکم ارتداد نویسنده و منتشر کنندههای آن را صادر کرد، اگر ما پیرو دستور ولی امر به این حکم الهی جامه عمل می پوشاندیم هیچ گاه شاهد چنین صحنههای دلخراشی نبودیم که اینقدر به وضوح به کلام الله توهین شود.
و اما از دلایل دیگر آن، می توان به قصور ما مسلمانان در گسترش و تبلیغ اسلام و تبلیغات مخرب رسانهای غرب و به خصوص ایالات متحده برای خراب کردن چهره اسلام میتوان اشاره نمود.
متاسفانه امروزه بسیاری از مردم دول غربی بر این باوراند که اسلام، دین زور و اجبار و جنگ و خونریزی، و قرآن، کتاب دستورات ظالمانهای همجون سنگسار و اعدام است. حال آن که آنها نه زبانشان زبان قرآن است که آن را بخوانند و از دریای رحمت آن بهره بگیرند، و نه جو حاکم بر غرب این اجازه را به کسی میدهد که فکر مطالعه و روی آوردن به اسلام به سرش بزند.
چه بسا در تاریخ نمونههایی را شاهد بودهایم که افرادی هر چند قلیل، به محض آشنایی با اسلام و قرآن، این رایحه خوش انسان ساز را با فطرت خویش یکی دیدهاند و به آن ایمان آوردهاند. دلیل این مدعا کسانی هستند همچون ادواردو آنیلی که با نگاهی گذرا به کلام الله، تسلیم درگاه حق شده و اسلام آوردند.
ادواردو آنیلی این گونه مسلمان شدنش را شرح می دهد: «در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم میزدم و کتابها را نگاه میکردم چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمدهاست. آنرا برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمیتواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را میفهمم و قبول دارم.»
همه اینها را گفتیم و با عقل خود سنجیدیم. ولی دل چیز دیگری میگوید که نمیتوان آن را نگاشت. دل میبیند و میسوزد. وقت ظهور است. چند صباحی دیگر. شاید همین الان. اللهم عجل الولیک الفرج.
نوشته شده در تاریخ: 20 اسفند 1389

