دل نوشته ها؛ وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی وبلاگ, وب لاگ, امیر حسین فقیهی, سفر به قبله,

یک جمعه نورانی با ره بر

به حول و قوه الهی توانستیم نماز جمعه را پشت سر رهبر معظم انقلاب اقامه کنیم. آنچه در ادامه می آید سفر نامه یک روز سفر به تهران است. خالق ارمیا و بیوتن رهبر را می نویسد: ره بر، گفتیم بگذار ما هم مثل رضا امیر خانی بنویسم ره‌بر و گرنه همان رهبر است!
پنجشنبه عصر، دوستم شهاب زنگ میزند : امیر حسین میای با قطار بریم تهران ؟ من هم که تصمیم داشتم از نمایشگاه قرآن دیدن کنم یا علی را گفتم. خرید بلیط ها افتاد گردن آقا شهاب. رفت و برگشت.
بعد از افطار حوالی ساعت نه و نیم رفتیم راه آهن و از آنجا به تهران. همسفریان هم که از مهندس آلمان رفته داشت تا کسی که هی میگفت من نماز نمی خونم.
نماز صبح را در مسجد راه آهن تهران خواندیم. و حرکت کردیم به سمت میدان انقلاب، دانشگاه تهران. ساعت حوالی 6:30 است که حدود 10 نفر پشت در دانشگاه منتظر اند درها باز شوند آن جلو ها جا بگیرند.
با آقا شهاب میریم یک دوری بزنیم تا بلکه دو تا کیک و ساندیس بخوریم. اما دریغ از یک سوپری باز! آخر شب گذشته احیا بود.
تهران، تمیز. انصافا شهرداری تهران شاید کمتر از ریاست جمهوری یک کشور کوچک نباشد. مدام تانکر از توی خیابان حرکت میکند و آبپاشی میکند. جالب است. خیابان های پشت دانشگاه را با رنگ به سوی قبله خط کشی کرده اند. مانند اطراف مسجد الحرام !
در همین پیاده روی ها کم کم میرسیم که پاستور، نهاد ریاست جمهوری. کاملا مشخص است آن محدوده، خاص و امنیتی است ولی خانه های مسکونی هم زیاد است. آخر موفق نمیشویم نهاد را ببینیم و خیلی از سوالاتمان هم بی جواب می ماند.
ساعت حوالی 8 است. خیابان های اطراف خلوت، ولی پر از پلیس است. نمیگذارند کسی ماشین پارک کند. دلم برای صاحب سمندی میسوزد که آن را بردند! بالاخره با آقا شهاب در کوچه پشتی کیک و ساندیس می خوریم و راه می افنیم به سمت دانشگاه، ملاقات رهبری.
تا وارد صفوف اولیه نماز جمعه بشویم و آن جلو ها جا بگیریم تا بتوانیم قشنگ رهبری را ببینیم، سه-چهار باری بازرسی بدنی می شویم. از موبایل گرفته تا فلش مموری و حتی بسکوییت ممنوع است!
آن جلو که مستقر می شویم، چند ساعتی تا اذان فاصله است. بعد از یک چرت جانانه، برنامه ها با قرائت زیبای حاج سعید طوسی شروع می شود. نوای گرم حاج مهدی سماواتیان و حاج محمد رضا طاهری در روز شهادت حضرت علی (ع) حال آدم را جا می آورد و دل را آماده میکند برای اولین دیدار روی رهبر.
مجری با صدای زیبای خود، با قدرت، ورود مقام معظم رهبری را اعلام می کند. رهبری وارد جایگاه می شوند و از آنجا شعار های مردم آغاز می گردد :
این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده
ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند
ما همه سرباز توایم خامنه ای، گوش به فرمان توایم خامنه ای
اولین دیدار رهبر چه لذتی دارد. در روز شهادت مولا علی (ع) و در ماه مبارک رمضان پای صحبت های رهبر انقلاب نشستن چه حوایی دارد. خدا قسمت همه بکند.
خطبه دینی اول، با محوریت علی (ع) و خطبه سیاسی دوم با محوریت جمهوری اسلامی واقعی ایراد می شود که چه سنگین است خطبه دوم برای دشمنان اسلام و نظام.
در این نماز جمعه خیلی ها آمده بودند. محسن رضایی، حسن روحانی، ثمره هاشمی و چمران را از نزدیک دیدم و جناب آقای احمدی نژاد را هم از توی مانیتور.
پس از نماز جمعه از خیابان انقلاب به سمت دروازه دولت حرکت کردیم. ناهار را در پارک دانشجو، کنار تاتر شهر خوردیم و با مترو از دروازه دولت به مصلی رفتیم. محل نمابشگاه قرآن کریم.
تا حوالی 10 شب در نمایشگاه بودیم و از غرفه های نه چندان دلچست بازدید می کردیم. اشتباه کردیم "همبرگر ذغالی" خوردیم. هم خوشمزه نبود و هم از قطار جاماندیم.
نمایشگاه قرآن تهران از اصفهان بزرگ تر بود، ولی به نظر من غرفه داران اصفهانی که یکی از آنها من بودم خیلی بیشتر زحمت کشیده بودند و سرمایه گذاری کرده بودند. من به شبکه قرآن و رادیو معارف کاری ندارم ولی از دست رادیو قرآن ناراحتم چون اصلا غرفه در شانی نداشت.
خیلی از موسساتی که باید می بودند، نبودند و از خیلی جاها که انتظار اشانتیون داشتیم، خبری نبود. شاید نقطه قوت این نمایشگاه را بتوان در حضور چند تن از فعالان مشهور مذهبی کشور مانند کارگردان فیلم یوسف پیامبر یا حجت الاسلام راستگو یا آقای حسینعلی شریف خلاصه کرد.
از نمایشگاه که آمدیم بیرون آنقدر دویدیم که به قطار برسیم ولی حدود 10 دقیقه دیر رسیدیم. رفتیم ترمینال جنوب و با حدود 2 ساعت تاخیر با اتوبوس به شهرمان برگشتیم.
نوشته شده در تاریخ: 12 مهر 1388
همدلی:
اولین نظر دهنده باشید!

شناسنامه وبلاگ



دل نوشته ها
دل نوشته ها

وبلاگ امیر حسین فقیهی
تاسیس: ۱۷/اردیبهشت/۸۶
به روز شده: 1 ???? ???
بازدید کل: 230581