پست های دسته جامعه و سیاست
پیروی یا سرپیچی، مساله این است!

1. سلام
2. ان شا الله در این متن قصد دارم جملاتی را در باب این که مساله رهبری در جامعه کنونی ما چه جایگاهی دارد و بیان کنم که امید وارد مقبول افتد.
3. اولین تمدنی که در کره زمین به وجود آمد، در سرزمینی به نام پرشیا بود که چندیست "ایران" نام گرفته است. کشوری که ما در آن زندگی می کنیم بهترین تمدن و تاریخ را داراست و در یکی از بهترین نقاط کره زمین جای گرفته است. به همین دلیل از قدیم الایام تاکنون این سرزمین مورد حجوم و تعرض دشمنان قرار گرفته است و آنها همیشه در فکر استعمار و به چنگ آوردن فرهنگ و هنر و ثروت عظیم ما ایرانیان هستند.
این مقدمه را گفتم که ادامه دهم به دلایل عدیده ای از جمله حکومت حاکمان نالایق بر این ممکت در سالهای پیشین، باعث شد تا هم قسمتی از سرزمینمان به دست بیگانگان بیافتد و هم فرهنگ و آیین ما را به غارت ببرند. نمونه های آن را می توانید در کتاب های تاریخی بخوانید.
پس از سالها استعمار دشمنان، حکومتی در ایران روی کار آمد که کاملا خواست مردم بود و "دین اسلام" را صراط مستقیم خود قرار داد.
انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) شروع شد و بحمد الله با رهبری آیت امام خامنه ای در حال تداوم است. و دشمن دقیقا دست روی نقطه مهمی گذاشته و بیش از 30 سال است که روی مساله "رهبری" فعالیت میکند.
دشمن دیگر نه خرمشهر ما را میخواهد و نه سیستان ما را. او کل ایران را میخواهد. با تمام سرمایه هایش. او فهمیده که رمز موفقیت سی ساله مردم ایران چه بوده: رهبری. او میداند مادامی که رهبری در بین مردم واژه ای مقدس است و همه به حبل او چنگ می زنند، نمی تواند در ما نفوذ کند.
و امام متاسفانه چند وقتی است شاهد آن هستیم که نیرنگ ها و تلاش شوم دشمنان اثر کرده و برخی مردم در پیروی از رهبرشان مردد شده اند.
آسیب شناسی ها و مسائل زیادی پیرامون این بحث هست که در حوصله این متن نمی گند. فقط چند دلیل ذکر کنم که چرا الان باید از رهبر جامعه که آیت الله العضمی سید علی خامنه ای (مدضله) است پیروی کنیم.
(ادامه متن ان شا الله تا ساعاتی دیگر)


وضوی بی ولایت آب بازیست

رهبر

نماز بی ولایت حقه بازی است
اساس مسجدش بتخانه سازی است

چرا دشمن نمیخواهد بفهمد
وضوی بی ولایت آب بازی است




از حجاب خانم های‌مان بگیر تا ...

1. سلام
2. در قسمتی از کتاب "سفر به قبله" آورده بودم : اسلام ایرانی. و توصیف کرده بودم : از حجاب خانم هایمان بگیر تا اهمیت دادن به نماز اول وقت و ... که ارشاد گیر داد! و بالاخره حذف شد.
3. با شرم و سر افکندگی و ناراحتی و گریه باید بگم که اوضاع خیلی بد تر از اون چیزی هست که من فکر میکردم! تازگی ها که بحمد الله مکان زندگی من تغییر کرده خیلی چیز های جدید هم جلوی چشم هام اومده.
ای کاش همان مانتو های کوتاه مشکل حجاب بود. کار به جایی رسیده که برخی خانم نما ها در اماکن عمومی تی شرت می پوشند!
باور کنید تی شرت است. اگر تی-شرت تعریفش این باشد: پیراهنی که آستینش تا بالای آرنج باشد!!!!!!!
توی مملکت اسلامی. و این صحنه ها؟! اگر بد است خوب جلویش را بگیرید. اگر خوب است پس حجاب را آزاد کنید دیگر! حداقل با آزادی حجاب عده ای هر چند قلیل حجاب خود را کاملا حفظ می کنند.

خواهرم! حجاب برای تو بهتر است.
یا نمیدانی و از سر جهلت حجاب نداری.
یا معاندی و از سر مخالفت حجاب نداری.

اگر از نوع دوم باشی که تو مخل جامعه ای و باید با تو برخورد کرد و اگر از نوع اول باشی تحقیق کن و بدان که حجاب، مصونیت است.
در آخر هم بگم که من شرم کردم تصاویر عروسی دختر یکی از سران یکی از کشور های همسایه را دیدم. که چه حجابی داشت. لباس رنگی و زیبا ولی کاملا پوشیده و محجبه.
و چه بیشتر شرم میکنم وقتی عروسی های خودمان را می بینم که موجبات گناه صد ها نفر را در شب عروسیمان فراهم میکنیم.
مگر امام زمان (عج) فقط برای عزای ما باید بیاید ؟ فقط در زیارت عاشورا ها؟ چرا در عقد و عروسی هایمان نیاید؟!
باید تکلیف خود را مشخص کنیم. بالاخره یا امام زمان بیاید یا نیاید.
ادامه مطلب از حجاب خانم های‌مان بگیر تا ...

مروری بر "نمایشگاه" بیست و سوم کتاب تهران

1. سلام
2. ان شا الله خیلی اجمالی میخواهم در مورد بیست و سومین نمایشگاه کتاب چند خطی بنویسم.
3. اول این که چرا نمایشگاه؟ دلیل Bold کردن این کلمه واضح است. اولا در ایران سرانه‌ی مطالعاتی خیلی پایین است و دوما ناشرانی هم که کتاب چاپ می‎کنند یا با استقبال خوبی مواجه نمی‎شوند یا کتاب را برای ویترین مغازه‎ها و برای نوعی تجارت چاپ می کنند. پس برای برخی صرفا محل نمایش تعدادی کتاب است که  نتیجه ای در بر ندارد!
من در اولین روز و اولین ساعات شروع به کار نمایشگاه در مصلی حضور یافتم. خیلی از چیز های همان اول کار مشخص می شود.
ابتدا فکر می کردم مصلی مکان مناسبی برای نمایشگاه کتاب نیست، ولی ظاهرا با تدابیری که اندیشیده شده، مکان نسبتا مناسبی است. ولی من هنوز هم محل دائمی نمایشگاه ها را ترجیح می دهم.
به نظر من شبستان کلا برای برگزاری مراسم های غیر مذهبی مناسب نیست. اگر سیغه‌ی مسجد در آن جا خوانده باشند که وضع بدتر می شود و برای برخی محدودیت ایجاد می کند!
نکته‌ی جالب این که یکی از غرفه ها رسما کتابهای اهل سنت را می فروخت! ظاهرا مجوز داشت ولی چطور خواندن کتابهای ظاله ای که در اطراف مسجد النبی می دهند حرام است، اما اینها نه؟
ترتیب غرفه ها که بصورت حروف الفبا چیده شده اند بسیار خوب است. ولی اطلاع رسانی در روز اول اصلا خوب نبود. به نسبت نمایشگاه هایی چون الکامپ و رسانه های دیجیتال، بسیار ضعیف عمل شده بود.
برخی انتشاراتی ها که با هر اسم و رسمی که بودند، آمده بودند و تجارت خودشان را می کردند. از موسساتی که کتاب آشپزی می فروختند بگیر تا موسسات مشهور که به اسم نویسنده، تجارت می کردند.
من دنبال چند کتاب بودن که خدا را شکر توانستم برخی را پیدا کنم. اما متاسفانه به دلایلی موفق به تهیه برخی از آنها نشدم.
تعدادی از کتابهایی که در لیست خرید من بود که به شما هم پیشنهاد می کنم:
- نفحات نفت (رضا امیر خانی)
این کتاب را نشر افق چاپ کرده که گفت کتاب عصر می رسد! آخر امیر خانی خودش چند ماه پیش گفت کتاب را به ناشر سپرده ام. یعنی فرصت کافی برای آماده شدن نبود؟
- حرف هایی که کهنه نمی شوند (سید مهدی شجاعی)
یکی از بهترین غرفه ه، غرفه ی بی سر و صدای نیستان بود. آقای شجاعی که نبودند ولی پسر ایشان (سید علی ) پشت کتاب را برای من امضا کردند(گفتین اینهمه راه اومدیم بزار یه امضا بگیریم عقده ای نشیم!)
- هنر تلاوت (غلام رضا شاه میوه)
من یکی دو سالی است به دنبال این کتاب می گردم. متاسفانه توزیع اصلا خوب نیست و نتوانستم آن را پیدا کنم. این کتاب توسط استاد خودم پیرامون نغمات موسیقایی تلاوت قرآن نوشته شده است.
- کتاب اول (نقشه تهران)
بارها و بارها خواستم این کتاب را بخرم ولی نشد. امسال هم ظاهرا در نمایشگاه شرکت نکرده بودند!
- غربزدگی (جلال آل احمد)
خیلی از کتاب های جلال خوشم نمی آید ولی تعریف این یکی را شنیده بودم و آن را خریدم. حالا باید بخوانم...
- فوتبال علیه دشمن (عادل فردوسی پور)
آقا عادل هم به تازگی دستی در نویسندگی برده و کتابی را ترجمه کرده که چشمه قرار است در نمایشگاه امسال عرضه کند که قسمت ما نبود. ظاهرا این کتاب به ابعاد سیاسی فوتبال می پردازد.
- تهران در بعد از ظهر (مصطفی مستور)
این کتاب را هم به خاطر نویسنده اش خریدم. بعید می دانم مستور کتابی بهتر از "روی ماه خدا را ببوس" نوشته باشد.
- کتاب های شهید آوینی
متاسفانه فقط توانستم 2 کتاب "انفطار صورت" و "فتح خون" شهید آوینی را بخرم. فعلا هم تجدید چاپ ندارند. ظاهرا خانواده شهید تصمیم دارند کتاب‌ها را چاپ کنند.
- کتاب های شهید چمران
با تعدادی از کتاب های شهید چمران در نمایشگاه امسال آشنا شدم و دو کتاب "عارفانه" و "نیایش ها" را تهیه کردم. عجم سالکی بود چمران . . .
ادامه مطلب مروری بر "نمایشگاه" بیست و سوم کتاب تهران

چرا باید بگوییم "امام خامنه ای" ؟

اشــــــــاره
این مطلب را در وبلاگ خاکریزیسم خواندم که به نظرم جالب آمد. تقریبا حرف های خود من است که در ادامه می خوانید:

    *
      غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.
    *
      اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.
    *
      ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».
    *
      سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
    *
      یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
    *
      شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
    *
      امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
    *
      امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
    *
      وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
    *
      اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.
    *
      در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!

ادامه مطلب چرا باید بگوییم "امام خامنه ای" ؟

چهارشنبه سوری؛ سنت یا بدعت؟

1. سلام
2. ان شا الله در این متن میخوام چند جمله ای در مورد "چهارشنبه سوری" بنویسم. در حالی که داریم به آخرین چهارشنبه سال 1388 نزدیک می شویم.
5. چهارشنبه سوری، عنوان مراسمی در زرتشت بوده که میان آن ها رواج داشته و از آن جا که زرتشت جزو ادیان الهی محسوب نمی شود این عمل مورد انتقاد ادیان الهی می باشد.
این که سه شنبه شب آخر هر سال، با روشن کردن آتش، امید به بهروزی و سلامتی داشته باشیم، خرافه ای است که پیش از این نیز قبل از زمان رسول الله (ص) میان اعراب رواج داشته است. پس از بعثت رسول اکرم (ص) روشن کردن آتش برای سلامتی یا از این قبیل امور منسوخ شد و اعمالی جای آن ها را گرفت که از سوی خداوند متعال به پیامبر اسلام (ص) وحی شده بود. مانند دعا در حق دیگران و غیره.
علما و بزرگان دین هم بسیار این عمل را نهی کرده اند که هم موجب ترویج خرافه در جامعه می شود و هم ممکن است خطر جسمانی برای آتش باز ها داشته باشد. یا خدای ناکرده از ترس صدای ترقه کسی مجنون شود که این کار از گناهان کبیره است.
شهید مطهری (ره) را می توان از جمله افرادی دانست که مخالفت این کار بود. هم اکنون نیز علمای ما همچون آیت الله مکارم شیرازی (مدظله) این کار را خرافه می دانند که باید از آن اجتناب شود.
ادامه مطلب چهارشنبه سوری؛ سنت یا بدعت؟

«آیه» را پس دهید!

1. سلام
2. روی سخنم با بروبچه های گروه مجلات همشهری هست. امروز اولین شماره از دور جدید "نشریه آیه" به دستم رسید، ولی...
3. آیه قرار بود نشریه ای قرآنی باشد. نشریه ای که آنقدر فکر تحریریه و مدیران همشهری را به خود مشغول کرده بود که حتی برای کشاندن قرآن از حاشیه به متن زندگی ما می خواستند آنرا در قطع "روزنامه" منتشر کنند.
اوایل اما کار به خوبی پیش می رفت. شماره ی یک که با مشکلاتی همراه بود ولی از شماره 2 تا 12 آنقدر قدرتمند پیش رفته بود که مخاطبان زیادی پیدا کرده بود. حتی افرادی که "قرآنی" نبودند!
چند وقت پیش، خبری در سایت گلستان قرآن منتشر شد که نشان از تغییراتی در مورد این نشریه می داد. خوشحال شدم و در ذهنم بود که عیوب ناچیز آیه را برطرف خواند کرد و در قطع بهتری انتشار آن ادامه می یابد. ولی امروز که شماره 13 آن به دستم رسید، پس لز چند لحظه ذوق زدگی، با ورق زدن آیه، ناراحت شدم!
آیه، از نشریه ای قرآنی، با گرافیک زیبا و جوان پسند، تبدیل شده به نشریه ای مذهبی، با صفحه آرایی سنگین و پیر مرد پسند!
ادامه مطلب «آیه» را پس دهید!

نگاهی به وضع قرآنی کشور

1. سلام
2. قرار بوده قرآن اولین کتاب زندگی ما باشد. قرار بوده قرآن سرلوحه ما باشد. قرار بوده از قرآن پیروی کنیم. قرار بوده قرآن برای ما میزان باشد. قرار بوده به قرآن بها دهیم. قرار بوده قرآن بخوانیم و هزاران قرار دیگر...
3. در این مطلب اصلا قصد ندارم دلیل و آیه بیاورم و اثبات کنم که همه‌ی قرار های بالا باید برقرار باشد و حوصله این نیست که بعد از 30 سال بخواهم دلایل 30 سال پیش را عنوان کنم تا خواننده این مطلب بر لزوم فهم قرآن اطمینان پیدا کند.
در این مطلب قصد دارم نگاهی به وضعیت قرآن در جامعه‌ی ایران، سی سال پس از انقلاب اسلامی بیندازم. این دیدگاه ها از نگاه بنده هست که فکر میکنم زیاد با نهاد ها و اشخاص قرآنی کشور آشنایی و رابطه دارم.
اگر قرار باشد مسلمان باشیم و کشوری اسلامی داشته باشیم، به اولین نسخه‌ی نوشته شده‌ای که باید ایمان داشته باشیم و عمل کنیم، قرآن است.
یعنی از فعالیت های روزمره مردم عادی‌مان گرفته تا رابطه های سیاسی بزرگان کشور، همه و همه باید طبق قرآن و اصول قرآنی باشد. حال ممکن است قسمتی از این درک ما نسبت به قرآن از کلام معصومین (ع) حاصل شود که مورد بحث ما نیست.
اول از خودمان شروع میکنیم. انصافا از خودمان سوال کنیم: در روز چقدر قرآن می خواهیم؟ چقدر ترجمه قرآن میخواهیم؟ چقدر تفسیر قرآن میخواهیم؟ یا اصلا اگر همه‌ی اینها نشد چقدر قرآن گوش می دهیم؟ قبل از اذان که قرآن بخش میشود گوش می دهیم یا به محض پخش قرآن از صدا و سیما کانال را عوض می کنیم؟
همه‌ی اینها به کنار، چقدر به قرآن عمل میکنیم؟ چقدر قرآن را معیار زندگی خود گرفته‌ایم؟ چقدر اعمال خود را با قرآن محک می زنیم؟ اصلا درکی از قرآن داریم؟

ادامه مطلب نگاهی به وضع قرآنی کشور

بهترین معروف اتحاد؛ بدترین منکر اختلاف

1. سلام
2. بهترین معروف اتحاد و بدترین منکر اختلاف است. اگر امر به معروف و نهی از منکر واجب است، پس اهمّ مواضع بک ملت مسلمان باید اتحاد باشد و از اختلاف و تفرقه دوری کنند.
3. بعد از سی سالگی انقلاب اسلامی، دشمنان اسلام و نظام، کسانی که توانایی دیدن موفقیت های نظام اسلامی را ندارند، شاید وجود چنین فتنه هایی طبیعی باشد.
فتنه هایی که منشا آنها غرب است. در این لحظه ضد انقلاب ها با هم هماهنگ می شوند و میخواهند هرطور که شده یا جمهوریت را از نظام ما حذف کنند و یا اسلامیت آن را.
منافقین، آمریکا، اسرائیل، انگلیس، روسیه، سلطنت طلب ها، و کسانی که عنادی با نظام ما دارند، انتخابات 88 را خوب فرصتی دیدند برای آنکه بار دیگر خود را زنده کنند و بلکه از راهی بتوانند بر ما سلطه جویند.
متاسفانه در این حین، کاندیداهای ناکامی هم بودند که خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف دشمن حرکت کردند و موجبات خوشحالی دشمن را فراهم آوردند.
و اما در چنین شرایطی، در شرایط "اتحاد دشمن" ما باید چه کنیم؟ وظیفه ملت ملسمان ما که سیستش بر گرفته از دیانت الهیش است چیست؟
طبق آموزه های دینی ما، بهترین کار "اتحاد" است. اگر امر به معروف را واجب می دانیم، مسلما بهترین معروف اتحاد است. پس باید اتحاد را ترویج کنیم و خو به آن مباردت ورزیم.
و اما کسانی که مخالف این عمل می کنند! یعنی به جای اتحاد، اختلاف را ترویج می کنند کسانی هستند که یا دشمن دانا هستند و یا دوست نادان!
اگر همه گوش به فرمان رهبرمان باشیم و سمعا و طاعتا گوییم، باید راه تعادل و میانه روی را در پیش بگیریم. کاری که پسر شهید مطهری، علی مطهری مدام گوشزد می کند. و او چه خوب صفتی از پدر به ارث برده است.
ادامه مطلب بهترین معروف اتحاد؛ بدترین منکر اختلاف

درود بر شاه نجف خمینی

1. سلام
2. از خاطرات زمان انقلاب نقل می کنند:
3. قبل از انقلاب، زمانی که مردم ضد حکومت شاهنشاهی شعار می‌دادند، عده‌ای از انقلابیون بطور زیرکانه شعار "درود بر شاه" را سر می دادند.
پس از چند بار تکرار، ادامه می دادند: "کدوم شاه؟" و بلد فریاد می زدند: "شاه نجف خمینی"!
جالب اینجاست که با شنیدن نام خمینی کبیر (ره) ساواکی‌ها عصبانی شده و تصمیم به پراکنده کردن افراد می گرفتند که فورا مردم دوباره شعار "درود بر شاه" سر می دادند و ساواکی ها را ساکت می کردند. نقل می کنند مردم بارها به همین شکل نظامیان را سر کار می‌گذاشتند.
4. خدایا! این انقلاب راحت بدست نیامده که راحت از دست برود. خودت آن را تا انقلاب مهدی (عج) حفظ بفرما.
5. یا علی

سفر به قبله

سفر به قبله (امیر حسین فقیهی)


خرید اینترنتی

اطلاعات

دل نوشته های یک آدم
وبلاگ امیر حسین فقیهی
www.Delneveshteha.com
کاربران آنلاین: 6 نفر
بازدید های امروز: 331
بازدید های دیروز: 455
مجموع بازدید ها: 184259
تاسیس : 17/اردیبهشت/87