خاطرات عمره دانشجویی - 2 - لحظه شماری

بازدید : 243 هم دلی (6)

1. سلام

2. امروز همان روزیست که منتظرش بودم و بالاخره هشتم مرداد ماه رسید. و من تا شب چه کنم ؟

3. دوستم پیشم آمده، التماس دعا دارد، آخر امسال کنکور داده. خیلی های دیگر التماس دعا گفته اند و فکر نکنم یادم بماند ولی توکل به خدا. شکر میکنم که این توفیق بزرگ نصیب من شده تا بتوانم بروم و آنجا برای مظلومیت اهل البیت و شیعیان واقعی 15 روز بگریم.

خدایا هرچه را از من میگیری، اشگ را از من نگیر و گریه را به من عطا کن تا بتوانم حداقل این طور عقده از دل بگشایم. و چه بسیار کتاب و خاطره و وبلاگ خوانده ام و نگاه دانشجو را چه زیبا درک کردم.

نگاه دانشجو چیز دیگری است ، به هر چیز، به جامعه به ازدواج به حج و به مسائل دیگر به خصوص دینی و مذهبی و چه زیبا نگاه میکند و در دل خود چه میگوید که بیسوادی که صد بار بدون معرفت میرود حج هیچگاه به مقام او نرسد.

تقریبا 90 درصد آمادگی دارم برای این سفر اگر خدا بخواهد و آن مقدار کم هم سد هایی هستند از جمله گناه و نماز قضا و ظلم به خانواده است. و همین جا از خدا میخواهم : ربی! ببخش.

4. پیشنهاد من این است که هر که دارد هوس کرببلا اول با دل، بعد با معرفت (مطالعه) و سپس بسم الله برای حرکت جسمی. خدا یا من روحم حرم رضایت، معصومه هست، حسین است ولی به مدینه میروم تا بلکه سر قبر مادرم زهرا گریه کنم.

5. خدا نگهدار

دسته :

6 هم دلی ها

بهناز گفت:

سلام
شما دقيقا کي حرکت ميکنيد؟
خوشحالم آماده ايد . خوشحالم که مي بينم مثل من تلاش کرديد تا با معرفت بريد.
فقط اگر نرفتيد و هنوز در ايران هستيد ، يک توصيه کوچيک به شما دارم .اونجا که برسيد وقتي هواي مدينه به صورتتان بخوره ، انگار يه چيزي بهتان ميدن که مست ميشيد تا دوهفته . توي اون مستي ممکنه هر فکري بکنيد، ممکنه کعبه به نظرتان کوچيک بياد يا مدينه و مکه روزهايي اخر خسته کننده بشن ، ولي به اين چيزا اهميت ندين. تا ميتونيد زيارت کنيد و جست و جو براي کشف چيزهاي قشنگ آنجا . وقتي آمديد ايران ، وقتي بعد از چند روز از مستي بيرون اومديد ، مي فهميد اونجا چي بود .......

متینه گفت:

سلام...خوبید...
خوشال میشم اگه به منم سری بزنید...
منتظرم...یا علی

حاج محسن عليخانى گفت:

سلام
من از اتاق ۶۰۵ هتل قصر الخيام مزاحمتون ميشم .
مي خواستم بگم رفتى حرم پيامبر رحمت ما رو يادت نره !
دعا کن از محبين واقعى اهل بيت عليهم السلام بشيم .
سَلّمَتْ يَدٰاک

محمد گفت:

به نام خدا
سلام

حاج امیر اول این که مثل این که این بار واقعا رفتی!
ان شاء الله این سفر پایه ی تمام خیر در زندگی ات شود.

باعلی
التماس دعا

سلام
از پيشنهاد شما براي شركت در ختم قرآن كريم متشكرم
در پناه قرآن محفوظ باشيد

سناء گفت:

سلام-واقعا همينجوريه
منم رفتم اما حالا برگشتم ايران و دارم دعا ميكنم كه بازم برم-شما هم دعا كنين-خيلي قشنگ بود-يا حق

لطفا احساسات خود را بروز دهید!

درباره این نوشته

ارسال کننده : امیر حسین
    تاریخ : جمعه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۶۶

نوشته قبلی :
اسما الله - آرامش همیشگی من

نوشته بعدی :
پانزده روز گذشت، از حج برگشتم

مشاهده آخرین ارسال ها در صفحه نخست یا در آرشیو وبلاگ.

      

آمار وبلاگ

       دل نوشته های یک آدم
وبلاگ امیر حسین فقیهی
www.Delneveshteha.com
کاربر آنلاین: 1 نفر
بازدید های امروز: 91
بازدید های دیروز: 52
مجموع بازدید ها: 11775
تاسیس : 17/اردیبهشت/87
       
Subscribe to feed ّBlog Feed