پست های دسته سفر بهشتی
«سفر به قبله» امیر حسین فقیهی در راه است

1. سلام
2. در راستای تحقق تصمیم های سال 1388، ان شا الله تا پایان سال، کتاب "سفر به قبله" ام منتشر خواهد شد.
3. قبل از چاپ کتاب، توضیحات زیادی نمی خواهم بدهم، و ان شا الله توضیحات جزیی بماند برای پعد از منتشر شدن کتاب.
فقط این نکته را بگویم که این کتاب حاصل نوشتن، از تابستان 1387 تا زمستان 1388 هست. در زیر، متنی که قرار است پشت جلد کتاب چاپ شود را می خوانید:

حج، فرصت بسیار خوبی است برای تمرین. اصلا حج فرصت است. حالا نحوه استفاده از این فرصت مهم است. شنیده‌اید که می‌گویند: «آمریکا سرزمین فرصت هاست!» راست هم می‌گویند. انصافا برای اهل دنیا سرزمین فرصت هاست. ولی حرف ما حرف از خداست. حرف از معنویت است. و حالا از من خواهید شنید: «مکه، سرزمین فرصت هاست.» برای من و تویی که دنبال سکوی پرتابی می‌گردیم تا خدایی شویم. ببخشید، خدایی‌تر شویم.


دوستان اگر پیشنهادی دارند، قبل از این که کتاب چاپ شود، در قسمت نظرات ارائه دهند.
ادامه مطلب «سفر به قبله» امیر حسین فقیهی در راه است

اجابت دعا، به برکت حضور در مدینه النبی

1. سلام
2. به صرف همین که انسان در یک مکان مقدس مانند زیارتگاه قرار بگیرد، برای او مایه سلوک است و شاید اجابت شدن دعا کمترین چیزی است که نصیبش شخص می شود.
3. شکر خدا در ماه شعبان که مشرف شده بودیم، مدینه النبی، تازه وبسایت گلستان قرآن را راه اندازی کرده بودم و نسخه آزمایشی آن روی اینترنت بود.
طبق معمول وبسایت مشکلاتی و کمبود هایی داشت. برخی از آنها حل شده بود و برخی واقعا برایم مشکل بود. برخی پس از نماز حل میشد و برخی پس از چند روز. تا اینکه یک روز در شهر پیامبر (ص) به برکت حضور در آن مکان مقدس همین طور که در هتل استراحت می کردم یکی از راه حل های یکی از مشکل های وبسایت به ذهنم خطور کرد.
حالا که از سفر برگشتم و سراغ حل آن مشکل رفتم، میبینم شکر خدا آن راه حل جواب داد. به برکت مدینه، شهر پیغمبر.
4. درست است که خدا همه جا هست و ائمه معصومین (ع) همه جا هوای ما را دارند ولی مکان و زمان، تائیر و خاصیت دیگری دارند. همانند ماه مبارک رمضان که یک زمان است و جمکران که یک مکان است.
5. یا حق

دعاهای مکه و مدینه جواب داد !

1. سلام
2. « لا یکلف الله نفسا الا وسعها » این آیه ی مجبوب من است. « خداوند هیچ کس را به اندازه وسعش تکلیف نمی کند» این مورد در مورد دعاهای ما هم صدق می کند. هرکس به اندازه وسعش دعا میکند. چه کمیت دعا و چه کیفیت دعا.
3. جای همه دوستان خالی دعا کردن در حرم الهی چه کیفی دارد. داری کعبه را می بینی و دعا میکنی ! از خودش میخواهی و جوابش را می شنوی. خدا قسمت کند.
پارسال در عمره دانشجویی با یکی از طلبه-دانشجو هایی که از اصفهان آمده بود دوست شدم. این دوستی ما هم داستان جالبی دارد :
من در حرم نبوی داشتم روی دستمال کاغذی نماز میخواندم که ایشان کنار من بودند. وقتی فهمید من چکار میکنم دستمال را از جلوی من برداشت و دلیل آن را حساسیت بومی ها اذعان کرد.
همین نقطه شروعی شد برای صحبت کردن و دوستی ما و این که وارد جزییات شویم و من بفهمم هنوز ازدواج نکرده.
خدا را شکر، امروز بعد از حدود یک سال و دو ماه از آن جریان در گفتگوی تلفنی فهمیدم امشب مراسم عقد این دوست عزیز است.
خدا جواب دعا را می دهد : « بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را »
من هم در حد وسع خودم هم پارسال و هم امسال در مقابل خانه کعبه دعا کردم : خدایا، فرج - سلامتی - ظهور . . .
خدایا! یعنی میشه یک سال و دو ماه دیگه هم جواب منو بدی ؟! یعنی میشه آقا بیاد . . .
ادامه مطلب دعاهای مکه و مدینه جواب داد !

در مکه هستم

در مکه هستم . . .
(* دوستانی که در نظرات این مطلب التماس دعا گفتند، در مکه یاد شدند *)
ادامه مطلب در مکه هستم

در مدینه هستم

در مدینه هستم . . .
‏(‏‏*‏ دوستانی که در نظرات این مطلب التماس دعا گفتند؛ در مدینه یاد شدند *)
ادامه مطلب در مدینه هستم

حاجی حاجی برای دومین بار مکه!

اگر خدا بخواهد برای بار دوم عازم عمره هستیم.
دفعه قبل بصورت دانشجویی راهی دیار یار شدیم.
این دفعه همراه با خانواده محترم ان شا الله عازم هستیم.

خیلی ها التماس دعا گفتند.
ما هم به خیلی ها قول دعا دادیم.
ولی فکر نمی کنم همه را یاد کنیم.

ولی دعاهای کلی یادمان نمی رود :
اللهم نصر المومنین و المومنات
اللهم الشفع کل مریض
اللهم حفظ کل مسافرین

حالا می ماند طرف دوم قضیه که التماس دعا گویان باشند.
کسانی که جزء مومنان هستند و مشمول دعاهای کلی می شوند.

نقل به مضمون از معصوم (ع) :
کسی که وفای به عهد ندارد، مومن نیست.

ادامه مطلب حاجی حاجی برای دومین بار مکه!

عاشق کوی تو را آنفولانزای خوکی چه باک ؟!

1. سلام
2. به حول و قوه الهی برای دومین بار دارد توفیق میشود که به حج برویم. در دومین سال متوالی ولی اینبار با خانواده محترم. همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه خبر آنفولانزای خوکی در اذهان مردم پیچید!
3. از آنجایی که فامیل و آشنایان خیلی ما رو دوست دارند، به ما اطلاع میدادند که در رفتنتون تجدید نظر کنید یا تحقیق بیشتری کنید و غیره. این حواشی تا دیشب ادامه داشت تا این که یکی از حاجی های فامیل با ما تماس گرفت و راه درست رو نشونمون داد. حتی با یکی از مسئولین هوایی در جده هم مشورت کرده بودیم ولی با خدا نه!
استخاره نوعی مشورت با خداست. جایی که انسان در حد و توان خود از عقل اسفاده کرده ولی به جایی نرسیده است.
من که یک بار زودتر از خانواده، به حج رفته بودم از اول با پیش کشیدن بحث آنفولانزای خوکی مخالف بودم. نظرم این بود که یک لحظه در مسجد النبی را با هیچ چیز نمیشود عوض کرد. و حالا که توفیق شده باید رفت.
اما خانواده، برای قرص شدن دلشان و نجات از سردرگمی با یکی از روحانیون از فامیل های دور تماس گرفتند و مساله را با درخواست استخاره مطرح کردند.
در این چند دقیقه ای که منتظر جواب استخاره بودیم حداقل دل من که آشوب بود. اگر بد بیاید چه !؟ پدرم که منتظر جواب میانه بود و مادرم مدام میگفت «من دلم قرص است، با توکل به خدا میرویم و می آیم.»
جواب استخاره آمد: خیلی خوب.
همین بس که زائر کوی خدا دلش محکم شود و بیش از پیش به رئوف بودن صاحب خانه پی ببرد. حتی اگر میانه هم می آمد چه میشد؟ ولی خداوند متعال این جواب را به سائل حج می دهد. میگوید، بیا.
ادامه مطلب عاشق کوی تو را آنفولانزای خوکی چه باک ؟!

داستان های 55 کلمه ای از عمره دانشجویی

1. سلام

2. ما هم چند تا خاطره شیرین ولی کوچک حج رو در غالب داستان آوردیم که سعی کردیم بیش از 55 کلمه نداشته باشه. امیدوارم لذت ببرید.

3. فقط آرزو کن!
قبلا در جمع دوستان، صحبت از دانشجویانی شده بود که در جوانی به حج مشرف می شدند. هرچند هنوز بچه بودم، ولی در نماز مدام از خدا حج طلب می کردم و آرزوی دیدن مکه و مدینه در جوانی را محقق نشدنی می پنداشتم. چند سال بعد، در اولین ترم دانشگاه عمره دانشجویی نصیبم شد.

طلبیده شده بودند!
ایران را به طرف جده ترک میکردیم که اعلام کردند به دلیل نقص فنی باید برگردیم. برگشتیم و پس از مدتی مشکل رفع شد. کبوتری پروانه هواپیما را از کار نداخته بود. حکمت برگشت را وقتی فهمیدیم که دو خانم با چشم های اشک آلود و نفس زنان سوار هواپیما شدند. آنها طلبیده شده بودند!

روحانی و عرب!
بچه ها جمع شده بودند و به سخنان روحانی خوش صحبتی گوش میکردند. مدتی نگذشت که افراد مثل دانه های تسبیح از هم پاشیده شدند. شرته عرب فریاد زنان میان کاروان آمده بود و با زور داشت آنها را متفرق میکرد. روحانی هم کم لطفی نکرد و پشت بلندگو فریاد زد "یا اخی، خیلی اخی!"

ادامه مطلب داستان های 55 کلمه ای از عمره دانشجویی

مکه، مدینه، بقیع ! لایق نبودم

 

الان که فکرش رو میکنم میبینم لایق حج رفتن نبودم.

میبینم لایق مکه نبودم، اون خونه خدا رو داره !

میبینم لایق مدینه نبودم، اون شهر پیامبره !

میبینم لایق بقیع نبودم، اون کلی غم تو سینه داره !

 

ولی خدا اینقدر رحمان و رحیم هست که ما گناهکار ها رو هم به حریم خودش راه میده . . .

 

 

ادامه مطلب مکه، مدینه، بقیع ! لایق نبودم

حال و هوای مکه و مدینه دارم

1. سلام

2. الان حدود یک سال از قرعه کشی عمره دانشجویی میگذرد و امسال من نتوانستم برای عمره ثبت نام کنم.

3. امروز جمعه، چند روز مانده تا حج تمتع، دشداشه به تن کرده ام و حال و هوای مدینه و مکه گرفته ام.

4.خدایا، یالی یکبار حج نصیب من بفرما. (همه باید آرزوی حج داشته باشند، حتی تا آخر عمر)

5. یا علی


اطلاعات

 دل نوشته های یک آدم
وبلاگ امیر حسین فقیهی
www.Delneveshteha.com
کاربران آنلاین: 7 نفر
بازدید های امروز: 39
بازدید های دیروز: 505
مجموع بازدید ها: 110654
تاسیس : 17/اردیبهشت/87