غم تنــهايى
اى پــادشه خـوبان داد ا ز غم تنــهایى
دل بى تو به جان آمد وقت است که باز آیى
دایـم گـل این بستـان شـاداب نمىمـاند
دریـاب ضـعـیـفـان را در وقـت تـوانــایـى
مشـتاقى و مهجورى دور از تو چنانم کرد
کز دسـت بخواهـد شد پـایـاب شـکـیـبایى
اى درد تو ام درمان در بستر نـاکامى
و اى یاد توام مونس در گوشه تنهایى
در دایره قسمت ما نقطه تـسـلیـمـیم
لطف آنچه تو اندیشى حکم آنچه تو فرمایى
فکر خود و راى خود در عالم رندى نیست
کفر است در این مذهب خودبینى و خودرایى
حافظ شب هجران شد بوى خوش وصل آمد
شاد یـت مبــارک باد اى عاشق شـیـدایـى
برای سلامتی و تعجیل در فرج مولا صلوات
دسته :
دل بیتی ها
،
دل نوشته ها
نویسنده:
تگ ها :
ارسال :
نوشته قبلی :
دل نوشته های یک آدم
ارسال نامه به صندوق پستی:

لطفا احساسات خود را بروز دهید!