ناصر، شهلا و همان داستان قدیمی
1. سلام
2. آن زمانی که قسمت حوادث روز نامه ها پر بود از اخبار دادگاه های شهلا و ناصر محمد خانی، من بچه بودم. (البته هنوز هم بچه ام). نه خیلی اطلاعی داشتم و نه خیلی رغبت میکردم که بدانم. سالها گذشته و حالا، در حوزه هنری، فیلم مستندی به نمایش در آمده :
فيلم " كارت قرمز " به جريان محاكمه شهلا جاهد به اتهام قتل لاله سحرخيزان همسر فوتباليست معروف دهه شصت مي پردازد و اين فيلم در بيش از 15 جشنواره بين المللي از جمله جشنواره آمستردام و مونيخ حضور داشته است.
3. اول این را بگویم که فکر نمیکنم این فیلم در حد فیلمی باشد که بخواهد در جشنواره شرکت کند. یکسری فیلم های مستند از زندگی خانوادگی آقا ناصر، دادگاه هایشان و غیره! بود که به هم چسبانده بودند.
بریم سر اصل مطلب : شهلا ! خانم خدیجه جاهد از 13-14 سالگی به تنهایی! به خانه آقا ناصر میرفته و با او ارتباط داشته، بزرگ میشود، با ناصر ازدواج میکند، لاله، زن اول ناصر، به قتل میرسد و این شروع داستانی است که ملت را چند ساله سر کار گذاشته!
فکر نمیکنم زندگی خصوصی افراد هر چند هم که خلاف باشد، جالب باشد که بین عموم پخش شود. بالاخره آنها هم انسان اند و آبرو دارند. ولی اتفاقی بود که افتاد و شهلا، مضنون اول این پرونده با وجود صدور حکم اعدام، هنوز زنده است. چرا ؟
این فیلم برای من تجربه خوبی بود. هم از زندگی آقا ناصر و هم از حواشی آن. جالب اینجاست که بعضی جاها میخواستم شهلا را بگیرم و خفه کنم! زنی پر رو! لوس و خدا میداند چه پدر و مادری داشته. شما حسابش را بگنید. به آقای قاضی میگفت دوستت دارم! جلوی جمعیت میگفت من رابطه داشتم، مواد میخریدم و... حیا هم خوب چیزی است. اصلا به نظر من جدای از مساله قتل چنین فردی را باید ( سه تا نقطه )