1. سلام
2. تصمیم دارم ان شا الله در این پست نگاه کوتاهی داشته باشم که نوع زندگی، نوع رهبری، نوع محبوبیت و نوع مرگ برخی رهبران دنیا و مقایسه آنها و نتیجه گیری پایانی از دیدگاه خودم.
3. اجازه بدید ابتدا از کشور های خارج شروع کنیم. فکر میکنم روسیه خوب باشد. چند سال پیش یکی از رهبران مذهبی دروغین روسیه راسپوتین بود. کسی که اگر زندگی نامه او را بخوانید به پست بودن و نامرد بودن او پی میبرید. کسی که با کمک طرفداران توانست محبوبیت خاصی را بین طرفدارانش کسب کند به طوری که او را دارای نیروی معنوی خاصی بدانند. و مرگش. یکی از بد شکل ترین مرگ رهبران یا حتی آدم های دنیا را داشته. ظاهرا با تعداد زیادی گلوله کشته میشود و پس از مرگ او، مردم جشن میگیرند. رها شدن از دست ظالم.
نفر بعدی هیتلر است. شاید بهتر بدانید که فاشیستی بیش نبود و آخر هم مجبور به خودکشی کرد و آیا یک نفر در نبود او گریست ؟ آلمانی بود که خود را نژاد برتر میدانست و نه مردم خودش، بلکه بسیاری مردم جهان از دست او ناراحت بودند و به تنگ آمده بودند.
میرویم سراغ گاندی، شیر مردی که یکتنه جلوی استعمار ایستاد و مقاومت کرد. سرلوحه خودش را هم سرور آزادگان جهان حضرت حسین ابن علی (ع) قرار داده بود. مرگش را هم که معلوم است با رفتن خوبان چه میشود. و مردم هند چه ناله ای کردند.
و برای این که ارای دین کرده باشم فقط اجازه بدهید اسم صدام ملعون را بیاورم که زندگی و مرگش بر همه آشکار است. البته اگر صدامی که کشته شد همان صدامی باشد که هزاران جوان عزیز وطن من را شهید کرد.
و اجازه بدید برویم سراغ ایران خودمان. رضا شاه پهلوی که سالهای نه چندان زیاد با زور بر مردم حکومت کرد و سر انجام هم مرد و حتی پسرش هم کمی برای او ارزش قائل نشد که در کشور و وطن خودش پدر را خاک کند. آیا کسی از رفتن او ناراحت شد؟ حتی انگلیس ها هم خوشحال شدند و پسرش را روی کار آوردند. پسری که راه پدر را ادامه نداد ولی بد تر از پدر همان خدماتی که رضا شاه برای مردم انجام میداد هم نداد. با زور میخواست حکومت کند و چه بسا حکومت با ظلم دوام ندارد. آخرش هم مرد و چیزی جز چند بچه نادان و بدتر از خد به جای نگذاشت. و البته نفرین یک ملت!


دل نوشته های یک آدم

