مردادماه 1387 آرشیو
محمد بود آن مرد خدایی

1. سلام

2. این شعر رو خودم در مورد حضرت محمد مصطفی (ص) گفتم : 

 

محمد بود آن مرد خدایی

محمد بود آن مرد سمائی

 

محمد بود آن پیغمبر نور

محمد بود آن نور خدایی

 

محمد بود آن سلطان ایمان

محمد بود آن ختم النبیین

 

محمد مصطفی نطق سبق بود

هدایت کرد مردم را خدایی

 

حیا میکرد نزد آن یتیمان

محمد تور این عرش خدایی

 

قسم میخورد قرآن بر محمد

بر این علم زیاد لایزالی

ادامه مطلب محمد بود آن مرد خدایی

فیروز کریمی را دیدم و حرف دلم را بهش گفتم !

1. سلام

2. شبی که به طور اتفاقی با خانواده رفتیم هتل کوثر اصفهان، به آدم های جالبی برخوردیم.

3. چند شب پیش جای شما خالی رفتیم هتل کوثر تا دلی از عزا در بیاریم! دو تا بوفه گرفتیم و زدیم تو رگ. البته خیلی دلتون نکشه چون بعدش من دلم درد گرفت آخه چند تا غذای ناجور و متضاد میزارن تو بوفه میگن سه-چهار هزار تومن!

غذا که تمام شد کم کم داشتیم می اومدیم بیرون که رفتیم یه سری هم به رستوران کنار استخر هتل زدیم. آخه هتل کوثر حدودا چهار-پنج تا رستوران داره. یکدفته یه سری جوون با لباس یکدست ورزشی دیدم که جا خوردم. از گارسون جویا شدم که بچه های تیم صبا باتری قم هستن. خیلی جو گیر شده بودم. از خودش خودکار و کاغذ گرفتم و همین که اومدم به سمتشون حرکت کنم یه آقایی جلوم رو گرفت (فکر میکنم از مسوولان تیم بود) و گفت حدود یک ربع دیگه بیا که غذاشون تموم بشه.

ما رفتیم سر یه میز نشستیم. حالا ما که خیلی اهل فوتبال نیستیم ولی چند تا مشهور های تیم ملی رو میشناسیم. فهمیدم که یحیی گل محمدی (از بازیکن های سابق تیم ملی) توی جمعشونه. وقتی از سر میز بلند شدن رفتم به طرفشون و یه امضا با یجیی گرفتم. و همچنین دو تا عکس که قربون دیوار! انگار بعضی از اینها احساسات ندارن! شاید براشون عادی شده ولی به هر حال ما که عکسو گرفتیم.

ادامه مطلب فیروز کریمی را دیدم و حرف دلم را بهش گفتم !

همشهری جوان، و باز هم یک کار جدید در دقیقه نود

1. سلام
2. چند روز دیگر عازم عمره دانشجویی هستی ولی هرچه به همشهری جوان نگاه میکنی، مطلبی از حج نمیبینی.
3. نام خانم مرشد زاده را در مجله زمزم میبینی و ناراحت از این که چرا در همشهری جوان در مورد عمره دانشجویی نمینویسد
روز موعود فرا میرسد. میرویم فرودگاه. آن طرف دارند پاسپورت ها را تحویل بچه ها میدهند. و همراه آن یک بسته دیگر!
بسته را باز میکنی. تا چشمت به لوگوی همشهری جوان می افتد تا ته خط را میخوانی . برو بچ تحریریه را دعا میکنی که ای ول! چه به موقع دست به کار شده اند

ادامه مطلب همشهری جوان، و باز هم یک کار جدید در دقیقه نود

توقیف همشهری جوان ! و همان داستان همیشگی

1. سلام

2. بار دیگر شاهد دراز کردن پای یکی دیگر از مطبوعات کشورمان از گلیمش شدیم که این بار فکر میکنم مهم تر از دفعات قبل است به چند جهت.

3. حالا این که چی نوشته شاید زیاد مهم نباشه.مهم این قانون آزادی سخن و مطبوعات در کشور است که تا چه اندازه آگاهانه برنامه ریزی شده است. به نظر من مطبوعات یا کلا رسانه ها نباید صد در صد آزادی عمل داشته باشند. چون این جور وضع خیلی بد میشه و ممکنه حذب های ضد دین یا ضد حکومت به راحتی مطالب غیر واقعی خودشون رو ترویج بدن. و در نگاه کوتاه تر حتی همین رسانه های موافق دین و سیاست کشور هم ممکن است به سهو افکاری را گسترش دهند که موجب تاثیر منفی بر جامعه باشد.

ادامه مطلب توقیف همشهری جوان ! و همان داستان همیشگی

پانزده روز گذشت، از حج برگشتم

1. سلام

2. من امروز حدود ساعت 9 صبح رسیدم خونه و خیلی خسته ام

3. بعضی از موارد رو به صورت موردی فعلا عنوان میکنم :

- نوشتن کتابی در باب عمره دانشجویی

- ساخت مستند "سفر بهشتی" با موضوع عمره دانشجویی

- مطالعه و تحقیق در رابطه با مذاهب ساختگی اسلام

haj_amir_banner.jpg

ادامه مطلب پانزده روز گذشت، از حج برگشتم

اطلاعات

 دل نوشته های یک آدم
وبلاگ امیر حسین فقیهی
www.Delneveshteha.com
کاربران آنلاین: 7 نفر
بازدید های امروز: 371
بازدید های دیروز: 266
مجموع بازدید ها: 110083
تاسیس : 17/اردیبهشت/87