در دهههای اخیر، رهبران مختلفی در جهان پدیدار شدند که هر یک با توجه به جهان بینی خود و روشی که داشت، توانست حرف خود را بزند و برای آرمانهایش تلاش کند.
اما در این میان نام دو رهبر بزرگ بیشتر به چشم می خورد. امام خمینی(ره) رهبر انقلاب اسلامی ایران و ماهاتما گاندی، رهبر هند. البته باید گفت که این دو رهبر از حیث ابعاد دید و اثر گذاریشان قابل مقایسه نیستند، ولی در این نوشتار میخواهم به نوع مبارزه هر یک علیه مخالف خود بپردازم.
در مورد گاندی باید گفت عقیده وی بر فلسفهٔ بیخشونتی(آهیما) استوار بوده و در راه مبارزه با غرب و مخصوصا استعمار بریتانیا از این روش استفاده میکرده است. یکی از جملات معروف وی این است که میگوید: «من بنا به دلایل زیادی آماده مردن شدهام و نه برای کشتن.»
ماهاتما گاندی در خانه خود مینشست و بدون متوسل شدن به جنگ و زور، در حد استفاده نکردن از کالاهای بریتانیایی مردم را رهبری میکرد.
اما در مورد روش حضرت امام خمینی که برگرفته از روحیه جهادی اسلام است، باید گفت مبارزهی وی تنها به استفاده نکردن از کالای بیگانه محدود نمیشود. این روش، زیر بار ظلم نمیرود و مستعمره شدن را بر نمیتابد. امام خمینی دستور جهاد میدهد و با این دستور، هزاران نفر از پیروانش حاضر به فدا کردن جانشان در راه آرمانهای او هستند.
حال از دید غرب و مخالفان این دو مکتب، باید گفت که پر واضح است که آنها رهبرانی چون گاندی را میپسندند. چرا که به راحتی میتوانند به کشور مورد نظر حمله کنند و بدون این که با خشونت و دفاع طرف شوند، آن کشور را به استعمار خود درآورند. حال آنکه اگر بخواهند به کشوری با دیدگاه امام راحل ما حمله کنند و حتی نگاه شیطانی داشته باشند، سربازان مکتب اسلام جلوی آنها خواهند ایستاد و با روحیه جهادی خود حاضر به تحمل زور نمیشوند و حتی حاضرند در این راه کشته شوند.
همین مساله است که دنیای غرب از توسعه اسلام و تفکر انقلاب اسلامی به دیگر کشورهای جهان حتی کشورهای غیر اسلامی هراس دارد. آنها خوب میدانند که اگر این تفکر در کشوری حاکم شد، دیگر به سادگی نمیتوانند اهداف خود را پیاده کنند.
نکته مهم دیگر آنکه رهبران غربی به دنبال جنگ در خانه کشورهای جهان سوم یا مسلمان نشین هستند. حال آنکه انقلاب اسلامی ایران به درجهای از قدرت رسیده است که اگر قرار باشد جنگی درگیرد، مکان آن مرزها و سرزمینهای خود دشمن خواهد بود.
ادامه مطلب
? ??? ???